یعنی چه
این ترکیب در اصل به معنی «دارندهٔ طاق» (سقف منحنی یا دالان) است، اما در تاریخ اسلام به عنوان لقبِ ابوجعفر محمد بن علی بن نعمان کوفی، متکلم و فقیه برجسته و از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شناخته میشود. وی در محلهٔ «طاقالمحامل» در بازار کوفه دکان صرافی داشت و به همین دلیل به این نام مشهور شد.
تلفظ
این ترکیب از دو واژهٔ عربی تشکیل شده و بر اساس قواعد صرفی به صورت «صاحِبُ الطّاق» با تشدید روی حرف طاء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این پرسش در قالب یک عبارت ۹ حرفی به صورت «صاحب الطاق» یا لقب دیگر او «مؤمن الطاق» آورده میشود.
به انگلیسی
برای نگارش این لقب در متون انگلیسی از روش قلمروگردانی نامهای خاص به صورت Sahib al-Taq استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و در کتابهای رجال و تاریخ اسلام به همین صورت به کار رفته است.
به فارسی
برگردان تحتاللفظی این عبارت به فارسی «صاحبِ دالانِ کماندار» یا «طاقدار» است که اشاره به موقعیت مکانی دکان صرافی این شخصیت تاریخی دارد.
در قرآن
ترکیب «صاحب الطاق» در قرآن وجود ندارد؛ اگرچه واژهٔ «صاحب» به صورت مفرد و جمع در عبارتهایی مانند «أصحاب الجنة» یا «صاحب الحوت» بارها به کار رفته، اما کلمهٔ «طاق» در متن قرآن نیامده است.
نماد چیست
در فرهنگ و سنت کلامی اسلام، این نام نماد ذکاوت، مناظرهٔ قدرتمند و جدل احسن است. همچنین به دلیل شغل صرافی او و مهارتش در تشخیص سکههای تقلبی، به نماد شناخت دقیق حق از باطل تبدیل شده است.
جمعبندی و توضیح کامل صاحب الطاق
عبارت «صاحب الطاق» پیش از آنکه یک ترکیب لغوی عمومی باشد، یک لقب مهم تاریخی و کلامی در صدر اسلام است. این لقب متعلق به ابوجعفر محمد بن علی بن نعمان کوفی، متکلم و فقیه سرشناس شیعه و از یاران نزدیک امام باقر (ع)، امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) است که به دلیل داشتن دکان صرافی در محلهٔ «طاقالمحامل» بازار کوفه به این نام خوانده میشد.
این شخصیت به دلیل هوش سرشار و حاضرجوابی بینظیرش در مناظرات عقیدتی شهرت جهانی داشت. شیعیان به او لقب «مؤمن الطاق» داده بودند، در حالی که مخالفانش (مانند ابوحنیفه) به دلیل سختیِ شکست دادن او در بحثها، وی را به طعنه «شیطان الطاق» مینامیدند. ترکیب این واژه از «صاحب» عربی و «طاق» (که خود معرب واژه فارسیِ تاک یا طاق است) پدید آمده است.
در فرهنگ اسلامی، صاحب الطاق نمادی از هوشمندی، سره را از ناسره تشخیص دادن و قدرت استدلال در دفاع از مذهب تشیع به شمار میرود. این واژه در قرآن کریم کاربردی ندارد و امروزه بیشتر در متون تاریخی، کلامی و جدولهای کلمات متقاطع مورد توجه قرار میگیرد.