یعنی چه
واژه مَسوحی در لغتنامههای معتبر مانند دهخدا به کسی اطلاق میشود که منسوب به «مَسوح» است. مسوح به جامههای خشن و پشمینی گفته میشده که زاهدان و راهبان مسیحی یا صوفیان برای ریاضتکشی و دوری از تجملات دنیا به تن میکردند. بنابراین، مسوحی به معنای پشمینهپوش و مرتاض است.
تلفظ
تلفظ این واژه بر اساس ریشه آن به صورت مَسوحی (منسوب به مَسوح) یا در برخی خوانشها مَسّوحی و مُسُوحی گزارش شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان جامه پشمینپوش یا منسوب به لباس زاهدان، خود واژه «مسوحی» با ۵ حرف است.
به انگلیسی
اگر منظور واژه اصیل مسوحی باشد، معادلهای مربوط به زهد و ریاضتکشی استفاده میشود. شایان ذکر است که این کلمه نباید با خطای املایی واژه Christian (مسیحی) اشتباه گرفته شود.
به عربی
این واژه ریشه عربی دارد و از واژه «مَسوح» (جامه زبر) گرفته شده و با یاء نسبت همراه است.
به فارسی
برگردان و برابرهای دقیق فارسی این کلمه شامل عباراتی چون پشمینهپوش، دلقپوش و تارک دنیا است که نشاندهنده سبک زندگی درویشان و راهبان قدیم است.
در قرآن
عین واژه «مسوحی» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه اصلی آن یعنی «م-س-ح» در قالب افعالی مانند «فامسحوا» (برای وضو و تیمم) و لقب حضرت عیسی یعنی «المسیح» (به معنی مسحشده) بارها در آیات مختلف آمده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک، مسوحی یا پوشیدن جامه مسوح نمادی از فروتنی، مبارزه با نفس، پشت پا زدن به مادیات و انتخاب زندگی زاهدانه در برابر پادشاهان و فاخرپوشان است.
جمعبندی و توضیح کامل مسوحی
واژه «مسوحی» یک صفت نسبی تخصصی و کمکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است که از ریشه عربی «مَسوح» گرفته شده است. مسوح به لباسهای بسیار زبر، خشن و بافته شده از پشم گوسفند یا موی شتر اطلاق میشد که زاهدان، صوفیان و راهبان مسیحی در گذشته برای ریاضت دادن به نفس خود به تن میکردند. از این رو، مسوحی به شخصی گفته میشود که این جامه را بر تن دارد یا به این صنف از تارکان دنیا منسوب است.
باید توجه داشت که در فرهنگ لغات عامیانه یا به دلیل خطاهای تایپی، گاهی این واژه با کلمه «مسیحی» یا «مسحی» (نوعی پایافزار قدیمی یا امر منسوب به مسح سر) اشتباه گرفته میشود؛ اما معنای مستقل و اصیل اصطلاحی آن در لغتنامههای مرجعی چون دهخدا، دقیقاً به همان پشمینهپوشی و سلوک زاهدانه بازمیگردد. این کلمه در ساختار جدولی پنج حرف دارد و معادل نمادین فقر اختیاری و تجرد عرفانی است.