یعنی چه
این واژه ترکیبی صفت فاعلی است و کاربرد آن هم در معنای واقعی (مانند جانوران سمی یا ابزارهای سمپاشی) و هم به صورت گسترده در ادبیات به عنوان کنایه از افراد بدزبان و تخریبگر رواج دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه بر وزن فاعِل ساختار یافته و از دو بخش ساکندار «زهر» و بخش کشیده «پاش» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «افشاننده سم» یا «نیشدار» استفاده میشود.
به انگلیسی
برای مفاهیم دقیق علمی از واژههای مرتبط با Venom و Poison استفاده میشود و برای مفاهیم انسانی عباراتی چون مفسد یا فتنهانگیز مناسب است.
به عربی
در زبان عربی متناسب با سیاق متن (حقیقی یا مجازی) از ترکیبات اسمی استفاده میشود.
به فارسی
از نظر ریشهشناسی، «زهر» از فارسی میانه (zahr) و اوستایی (zathra) به معنی ماده مسمومکننده آمده و «پاش» بن مضارع از مصدر پاشیدن است. همخانوادههای آن شامل زهرآلود، زهرآگین، پادزهر، پاشنده و عطرپاش هستند.
نماد چیست
خاقانی در شعر خود از این واژه استعاری بهره برده است: «در کام افعی از لب و دندان زهرپاش / در آرزوی بوسهٔ شیرین چه ماندهای» که به خوبی کاربرد نمادین آن را نشان میدهد. این کلمه در متن قرآن کریم به صورت مستقیم وجود ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل زهرپاش
واژه «زهرپاش» یک صفت فاعلی مرکب و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «زهر» (ریشه گرفته از فارسی میانه) و «پاش» (از مصدر پاشیدن) ساخته شده است. این کلمه در معنای حقیقی خود به هر انسان، جاندار یا ابزاری اشاره دارد که سم یا زهر را در محیط پراکنده میکند؛ اما بیشترین کاربرد آن در تاریخ زبان و ادبیات فارسی، به صورت استعاری و مجازی بوده است.
در متون نظم و نثر کلاسیک، زهرپاش نمادی از افراد کینهتوز، سخنچین، فتنهانگیز و بدزبان است که با گفتار تلخ و نیشدار خود موجبات تخریب روابط اجتماعی و آزار دیگران را فراهم میآورند. شعرا معمولاً لب و دندان افعی یا زبان حسودان را به این صفت متصف میکنند. در مقابل این واژه، مفاهیمی چون شهدریز و نوشپاش قرار دارند که نماد خیرخواهی و صلحجویی هستند.