یعنی چه
این عبارت نام علم (اسم خاص) برای یکی از حکمای پیشین یونان است. ارسطیفس یا همان آریستیپوس، پس از مرگ استادش سقراط، به شهر زادگاه خود قورینا (سیِرن در لیبی امروزی) بازگشت و مکتبی را پایهگذاری کرد که به مکتب قورینائیان شهرت یافت. او معتقد بود خیر مطلق و هدف اصلی زندگی، تجربه لذتهای لحظهای و دوری از درد و رنج است.
تلفظ
در متون کهن و ترجمههای اسلامی تاریخ الحکماء، این نام یونانی به صورت تعریبشدهٔ «اَرَسْطیفَسْ قُورینائی» ثبت شده است، اما در منابع نوین فلسفی به صورت «آریستیپوسِ قورینایی» تلفظ و نگاشته میشود.
در جدول
در طراحهای جداول شرح در متن، اگر پرسش درباره بنیانگذار مکتب قورینائیان یا صورت قدیم نام آریستیپوس باشد، پاسخ دقیق آن با شمارش ۱۴ حرف، عبارت «ارسطیفس قورینائ» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی و مراجع فلسفه غرب، بخش اول نام وی از ریشه یونانی Aristippos (به معنی اسب برتر) و بخش دوم نشاندهنده اصالت او از شهر Cyrene است.
به فارسی
برگردان استاندارد و امروزی این عبارت تاریخی در زبان فارسی «آریستیپوس قورینایی» یا «آریستیپوس قورینهای» است و واژگانی نظیر «لذتگرای قورینایی» توصیفکننده او هستند.
در قرآن
عبارت ارسطیفس قورینائ یک نام خاص بیگانه مربوط به تاریخ فلسفه یونان است؛ بنابراین در متن، لغات و قصص قرآن مجید هیچ پیشینهای ندارد.
نماد چیست
در پهنه تاریخ اندیشه و فلسفه باستان، نام این شخصیت نماد مظهر کامل فلسفه لذتجویی حسی، استقلال فردی در برابر سختیها و شعارِ غنیمت شمردن زمان حال و اکنون است.
معنی انگلیسی/خارجی
The name refers to Aristippus of Cyrene, an ancient Greek philosopher who founded the Cyrenaic school of philosophy. He was a pupil of Socrates but adopted a distinct philosophical outlook, becoming a pioneer of Hedonism—the belief that immediate pleasure is the ultimate good in life.
جمعبندی و توضیح کامل ارسطیفس قورینائ
عبارت «ارسطیفس قورینائ» شکل تعریبشده و دگرگونشدهٔ نام فیلسوف مشهور یونان باستان، یعنی «آریستیپوس قورینایی» است. او که یکی از شاگردان مستقیم سقراط به شمار میرفت، پس از مرگ استادش مسیر فکری متفاوتی را در پیش گرفت و با بازگشت به زادگاهش در شمال آفریقا (شهر قورینا یا همان سیِرن)، مکتب فلسفی قورینائیان را پایهگذاری کرد.
شهرت اصلی ارسطیفس در تاریخ فلسفه به دلیل پیریزی دیدگاه لذتگرایی (Hedonism) است. او برخلاف متفکرانی که فضیلت اخلاقی یا زهد را غایت بشر میدانستند، معتقد بود که برترین خیر برای انسان، دستیابی به لذتهای حسی و دفع هرگونه الم و رنج است. البته او تاکید داشت که انسان باید مالک و حاکم بر لذتهای خود باشد، نه اینکه خود بنده و اسیر شهوات گردد.
این واژه امروزه بیشتر در متون کهن فلسفی اسلامی نظیر مصنفات ابنندیم یا شهرستانی و همچنین به عنوان یک واژه چالشی ۱۴ حرفی در طراحهای جدول کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد و ارزش لغوی مستقل در زبان فارسی ندارد، بلکه کاملاً یک اسم خاص تاریخی محسوب میشود.