معنی
این واژه در دو معنای اصلی به کار میرود: یکی «ظُهْر» که به زمان میانروز و پس از زوال آفتاب اشاره دارد و دیگری «ظَهْر» که به معنی پُشت، تکیهگاه و سطح خارجی اجسام است.
یعنی چه
در بخش زمانی، یعنی وقت گرما و روشنایی مطلق خورشید در وسط آسمان. در بخش مادی، یعنی ضد و مقابل شکم و درون (بطن) که به عنوان تکیهگاه شناخته میشود.
مترادف
برای واژه ظُهْر معادلهایی چون نیمروز و پیشین، و برای ظَهْر کلماتی مانند پشت و رو به کار میروند.
متضاد
مخالف زمان نیمروز، شب و بامداد است و مخالف موضع پشت، بطن و درون است.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی (ظ - هـ - ر) مشتق شدهاند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه به معنای آشکار شدن، قوت گرفتن و پدیدار شدن است. از آنجا که خورشید در وسط روز در آشکارترین حالت است و پشت انسان مایه قوت اوست، این واژه بر هر دو اطلاق شده است.
جمله سازی
تلفظ
در معنای نیمروز به صورت ضمه روی ظاء (ظُهْر) و در معنای پشت به صورت فتحه روی ظاء (ظَهْر) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه با توجه به تعداد حروف، خود «ظهر»، «نیمروز» یا «پشت» است.
به انگلیسی
بسته به متن و معنای مورد نظر، واژگان متفاوتی در انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و با همان ساختار حرکتی در عربی فصیح به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای زمان نیمروز از öğle و برای اندام یا موضع پشت از arka یا sırt استفاده میکنند.
به فارسی
برگردانهای دقیق و اصیل فارسی این واژه کلمات «نیمروز» (برای زمان) و «پشت» (برای مکان و موضع) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ظهر
واژه «ظهر» از کلمات کلیدی و پرکاربرد وارد شده از زبان عربی به فارسی است که دو قلمرو معنایی متمایز را پوشش میدهد. در قلمرو اول، این واژه نشاندهنده خط تقارن روز و تجلی کامل روشنایی خورشید است که در فرهنگ اسلامی مبنای زمان یکی از نمازهای پنجگانه (نماز ظهر) و مایه آرامش و استراحت نیمروزی است. فرهنگ قرآنی نیز بارها در قالب واژههایی چون «ظهیره» به این موقعیت زمانی اشاره کرده است.
در قلمرو دوم، این کلمه به معنای پشت و تکیهگاه است که نمادی از قدرت، پشتیبانی و استواری به شمار میرود؛ چنانکه در اصطلاحات حقوقی و بانکی تعابیری چون «ظهرنویسی» (پشتنویسی) از همین ریشه مشتق شده است. در ادبیات فارسی، ظهر همواره نمادی از بلوغ، پختگی، گرما و حقیقت آشکار و بیپردگی است.