معنی
واژه طلب در زبان فارسی به چند معنای محوری به کار میرود؛ نخست به معنی خواهش، تقاضا و جستوجوی چیزی است. در ادبیات عرفانی، اولین وادی از هفت شهر عشق و به معنای شوق درونی برای یافتن حقیقت است. در اصطلاحات مالی و حقوقی نیز به بستانکاری یا بدهی قابل وصول اشاره دارد.
یعنی چه
عبارت طلب در زبان روزمره یعنی اقدام برای خواستن یا جستن یک هدف. وقتی کسی مال یا حقی نزد دیگری دارد، به آن طلب میگویند. در کاربرد عامیانه، طلب داشتن معادل بستانکار بودن است.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف مادی، معنوی، رسمی و حقوقی میتوانند به جای طلب استفاده شوند.
متضاد
این واژهها دقیقاً نقطه مقابل مفهوم بستانکاری و طلب مالی قرار دارند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سه حرفی «ط ل ب» مشتق شدهاند.
ریشه
این واژه ریشه در زبان عربی دارد و به معنای خواستن، دنبال چیزی رفتن و جستوجو کردن است که با همین معانی وارد زبان فارسی شده است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با فتح حرف اول (ط) و فتح حرف دوم (ل) به صورت طَلَب تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر راهنمای سوال خواستن یا تقاضا باشد و پاسخ ۳ حرفی بخواهد، خود واژه «طلب» پاسخ اصلی است.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شما طلب مالی، درخواست محترمانه یا جستوجوی معنوی باشد، معادلهای انگلیسی متفاوتی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز این واژه کاربرد گستردهای در مفاهیم روزمره، حقوقی و دینی دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Talep دقیقاً از همین ریشه استفاده میشود و واژههای بومی مانند İstek نیز کاربرد دارند.
به فارسی
معادلهای پارسی و اصیل این واژه شامل «خواست»، «خواهش»، «جستوجو» و «پژوهش» است که میتوان در متنهای سره به جای طلب استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل طلب
واژه «طلب» یکی از کلمات کلیدی و پرکاربرد در زبان فارسی است که ابعاد گوناگون مادی و معنوی را پوشش میدهد. در کاربرد روزمره و حقوقی، این کلمه عمدتاً تداعیکننده بستانکاری مالی، دَین و مطالبه حقوق قانونی افراد از یکدیگر است و در مقابل واژههایی چون بدهی و قرض قرار میگیرد.
از سوی دیگر، طلب در ادبیات، فرهنگ اسلامی و عرفان پایگاهی بسیار والا دارد. در این بستر، طلب به معنای شوق درونی، حرکت بیدارگرانه انسان و اولین گام از مراحل سلوک (وادی اول در منطقالطیر عطار) برای رسیدن به حقیقت و کمال مطلق است. این واژه در متون قرآنی نیز بارها در قالبهای مختلف برای بیان مفهوم جستوجو و ناتوانی انسان یا معبودان باطل تکرار شده است.