معنی
ظلمات کلمهای است که به معنای تاریکیهای متعدد و فراگیر به کار میرود. این واژه در اصل جمعِ «ظُلْمة» است و به حالت نبود یا کمبود شدید نور اشاره دارد.
یعنی چه
در زبان رایج و ادبیات، وقتی از ظلمات صحبت میشود، منظور هم تاریکی فیزیکی فراگیر (مثل تاریکی شب یا اعماق دریا) است و هم وضعیتهای معنوی نامطلوب مانند فرو رفتن در نادانی، دوری از حقیقت و سرگردانی.
مترادف
واژههایی که مفهوم پوشیدگی در تاریکی و نبود روشنایی را میرسانند، مترادفهای اصلی این کلمه هستند.
متضاد
مفاهیمی که برآمدن آفتاب، روشنایی و تجلی نور را نشان میدهند، در تضاد مستقیم با ظلمات قرار دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه ثلاثی مجرد «ظ ل م» مشتق شدهاند که در برگیرنده مفاهیم تاریکی یا خروج شیء از جایگاه اصلی خود (ستم) است.
ریشه
اصل این واژه عربی است و از ریشه «ظ ل م» (ẓ-l-m) گرفته شده است. واژه ظلمات به عنوان جمع مؤنث سالم برای کلمه ظلمت وارد زبان فارسی شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با ضمه روی حروف ظ و ل به صورت «ظُلُمات» است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «تاریکیها» یا «تیرگیها»، واژه ۵ حرفی «ظلمات» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم جمع تاریکی یا فضای تاریک مطلق در انگلیسی از این واژهها استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که واژه اصالتاً عربی است، در زبان مبدأ نیز دقیقاً به همین صورت (الظلمات) با کاربرد فراوان فصیح و قرآنی استفاده میشود.
به فارسی
برگردان دقیق و اصیل این واژه در زبان فارسی «تاریکیها» یا «تیرگیها» است که فراگیری سایه و نبود نور را نشان میدهد.
در قرآن
کلمه «ظلمات» ۲۳ بار در قرآن کریم آمده و نکته بلاغی آن این است که همیشه به صورت جمع ذکر شده، در حالی که واژه مقابل آن یعنی «نور» همواره مفرد است؛ این امر نشاندهنده تعدد راههای انحراف و یکتا بودن راه حق است. همچنین در قرآن به مفاهیمی چون ظلمات بر و بحر (تاریکیهای خشکی و دریا) و ظلمات ثلاث (مراحل سهگانه تاریک خلقت جنین در رحم) اشاره شده است.
جمعبندی و توضیح کامل ظلمات
واژه «ظلمات» که جمع کلمه ظلمت است، فراتر از معنای لغوی خود یعنی تاریکی و نبود نور، جایگاه ویژهای در ادبیات، عرفان و فرهنگ اسلامی دارد. این کلمه در متون کهن و قرآن کریم نماد چندلایهبودن گمراهی، جهل و کفر است و همواره در تقابل با «نور» که مظهر هدایت و آگاهی است، قرار میگیرد.
در ادبیات فارسی، ظلمات یادآور سفر اسرارآمیز اسکندر و خضر به انتهای جهان برای یافتن چشمه آب حیات است؛ مکانی پنهان و هراسانگیز که عبور از آن بدون راهنما ممکن نیست. حافظ نیز با اشاره به همین مفهوم میفرماید: «قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن / ظلمات است بترس از خطر گمراهی» که نشاندهنده سختیهای مسیر معرفت و زندگی است.