معنی
صعب در اصل صفتی عربی است که به معنای هر چیز سخت، دشوار، پیچیده و طاقتفرسا به کار میرود. در متون کهن به اسب سرکش و چموش نیز مرکب صعب میگفتند.
یعنی چه
این کلمه زمانی به کار میرود که یک کار، مسیر یا بیماری دارای پیچیدگی فراوان و زحمت زیاد باشد و به سادگی نتوان بر آن غلبه کرد.
مترادف
متضاد
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ص ع ب» مشتق شده که معنای بنیادی آن سخت و غیرهموار بودن یا دشوار شدن امور است و در وزن فَعْل به عنوان صفت مشبهه ساخته شده است.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با فتح صاد و سکون عین و باء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سخت و دشوار» یا «نافرمان و چموش» واژه ۳ حرفی «صعب» قرار میگیرد.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این کلمه در زبان فارسی واژههای دشوار و سخت هستند که در متون کهن به صورت دشخوار نیز ثبت شده است.
جمعبندی و توضیح کامل صعب
واژه صعب یک صفت مشبهه ریشهدار در زبان عربی است که وارد زبان فارسی شده و به طور گسترده در ادبیات رسمی، مکتوب و معاصر مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه در اصل به معنای هرگونه ناهمواری، سختی و پیچیدگیِ طاقتفرسا در کارها یا مسیرهاست و در گذشته حتی برای توصیف اسبان سرکش و چموش (مرکب صعب) به کار میرفته است که نشاندهنده غیرقابلمهار بودن یک وضعیت است.
در زبان فارسی امروز، این کلمه بیشتر در قالب ترکیبات پیشوندی و پسوندی کارایی دارد. اصطلاحاتی مانند صعبالعبور برای راههای سخت و کوهستانی، صعبالعلاج برای بیماریهای سختدرمان و صعبالوصول برای اهداف یا مکانهایی که دسترسی به آنها بسیار مشکل است، از رایجترین کاربردهای روزمره این واژه به شمار میروند.
اگرچه خود واژه صعب به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده و عباراتی چون عسر برای بیان سختی به کار رفتهاند، اما در احادیث و متون بلاغی شیعه نظیر نهجالبلاغه کاربرد فراوانی دارد و در فرهنگ عامه و ادبیات به عنوان نمادی از چالشهای بزرگ زندگی، موانع سنگین و آزمایشهای سخت انسانی شناخته میشود.