معنی
زکام در لغت و اصطلاح پزشکی به معنای التهاب حاد مخاط بینی است که معمولاً با نشانه هایی چون عطسه، آبریزش بینی، گرفتگی بینی و کسالت همراه است و در زبان عامیانه به آن سرماخوردگی میگویند.
یعنی چه
این واژه اشاره به حالتی دارد که مجاری تنفسی فوقانی دچار احتقان و ترشح میشوند. در طب سنتی معتقد بودند زکام ترشحاتی است که به سمت بینی میآید، در حالی که ترشحات پشت حلق را نزله مینامیدند.
مترادف
واژههای سرماخوردگی و چاییدگی از رایجترین معادلهای فارسی برای این بیماری هستند.
ریشه
واژه زکام ریشه در زبان عربی دارد و از اصطلاحات طب سنتی به شمار میرود که وارد زبان فارسی، اردو و ترکی عثمانی شده است. مشتقاتی نظیر زَکم و مَزکوم نیز از همین ریشه هستند.
تلفظ
این کلمه با ضمه روی حرف اول (زُ) و به صورت زُکام تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنمای «سرماخوردگی» یا «نزله بینی»، واژه ۴ حرفی «زکام» مورد نظر است.
به انگلیسی
در متون پزشکی و عمومی انگلیسی معمولاً از کلمات فوق استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در خود این زبان نیز به همین صورت به کار میرود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای اشاره به این حالت تنفسی از این کلمات استفاده میکنند.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج فارسی برای این واژه، «سرماخوردگی»، «چاییدگی» و «چایمان» هستند که به تاثیر سرما بر بدن اشاره دارند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، زکام نماد رنجوری خفیف، گرفتگی و کسالت فصلی یا ضعف موقت بدن است و برخلاف بیماریهای مهلک، بیشتر جنبه بهانهجویی یا ناخوشی گذرا دارد.
جمعبندی و توضیح کامل زکام
واژه زکام یک اصطلاح پزشکی کهن با ریشه عربی است که به طور دقیق به التهاب حاد مخاط بینی و دستگاه تنفسی فوقانی اشاره دارد. این عارضه در میان عموم مردم به نام سرماخوردگی، چاییدگی یا آبریزش بینی شناخته میشود و با علائمی مثل عطسه و احتقان همراه است. در طب سنتی، زکام را از نزله متمایز میدانستند و آن را به ترشحات بخش جلویی بینی محدود میکردند.
این کلمه اگرچه در متن قرآن مجید ذکر نشده، اما در روایات و احادیث طبی و همچنین در اشعار و متون ادبی فارسی به عنوان نمادی از کسالت فصلی و ناخوشیهای گذرا بارها به کار رفته است. امروزه نیز در جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک واژه چهار حرفی کاربرد زیادی دارد.