معنی
رفعت به معنای افراشته بودن، بلندمرتبه شدن، بزرگواری، جلال و برتری مقام و منزلت است که هم به صورت مادی (مانند افراشتگی بنا) و هم به صورت معنوی (مانند رفعت مقام و شأن) کاربرد دارد.
یعنی چه
در اصطلاح و گفتگوهای زبانی، رفعت داشتن به معنای بهرهمندی از بزرگی، عزت نفس و مرتبهای عالی و ارزشمند در میان اقران یا در پیشگاه پروردگار است.
مترادف
واژههای هممعنی که میتوانند در جملات مختلف جایگزین این کلمه شوند.
هم خانواده
کلماتی که از ریشه سه حرفی «ر ف ع» مشتق شدهاند و مفهوم بالا بردن یا بالا رفتن را در خود دارند.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با کسره حرف اول (ر)، سکون حرف دوم (ف)، فتحه حرف سوم (ع) و سکون حرف پایانی (ت) تلفظ میشود.
در جدول
در معماها و جداول متقاطع، در پاسخ به راهنمای «بلندی یا بلندمرتبگی»، کلمه ۴ حرفی رفعت کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق انگلیسی متناسب با ابعاد مادی و معنوی واژه.
به عربی
واژه رفعت اصالتاً اسم مصدر عربی است که با همین ساختار یا واژگان هممعنی در زبان عربی به کار میرود.
به فارسی
سرهترین و نزدیکترین معادلهای پارسی برای این کلمه، واژگانی همچون بلندپایگی، سرافرازی و افراشتگی هستند.
در قرآن
خود واژه «رفعت» با این املا در قرآن نیامده، اما مشتقات فعل آن فراوان است؛ مانند آیه ۴ سوره انشراح «وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ» (و نام و آوازه تو را بلند گردانیدیم) و آیه ۱۱ سوره مجادله که به بالا بردن درجات مؤمنان اشاره دارد.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و فرهنگ اسلامی، رفعت نماد رسیدن به کمال معنوی، تقرب به عرش الهی و داشتن مناعت طبع است. شعرا مکرراً تواضع را کلید دستیابی به رفعت حقیقی دانستهاند.
جمعبندی و توضیح کامل رفعت
واژه «رفعت» یک اسم مصدر عربی ریشهدار است که جایگاه ویژهای در ادبیات فارسی، متون عرفانی و مفاهیم اسلامی دارد. این کلمه در اصل به معنای برتری، بلندی و افراشتگی است؛ اما در کاربرد بیشتر به جنبههای معنوی، اخلاقی و رتبهای اشاره دارد تا جنبههای فیزیکی.
در فرهنگ عامه و ادبیات کلاسیک، رفعت یافتن با ویژگیهای برجستهای نظیر فروتنی و افتادگی گره خورده است؛ به طوری که بزرگان ادب فارسی نظیر سعدی، تواضع را مایهٔ سربلندی و رفعت واقعی انسان قلمداد کردهاند. این واژه همچنین به عنوان اسمی زیبا برای افراد نیز انتخاب میشود تا نشانهای از آرزوی والامقامی و بزرگواری باشد.