معنی
در لغت به معنای ظهور، بیان و آشکار شدن است و در اصطلاح به کلامی روان، واضح و بیابهام گفته میشود که تلفظ و ساختاری درست، شیوا و خوشآهنگ داشته باشد.
یعنی چه
فصاحت یعنی سخنوری و بیان رسا؛ به این معنی که گوینده یا نویسنده مقصود خود را با واژگانی فصیح و بدون تعقید (پیچیدگی) و سنگینی تلفظ به مخاطب منتقل کند.
مترادف
متضاد
تلفظ
واژه فصاحت به صورت فَصاحَت (Fasāhat) تلفظ میشود و یک اسم مصدر عربی است.
در جدول
در سوالات جدول کلمات متقاطع، پاسخ واژه فصاحت ۵ حرف دارد که با واژههایی چون شیوایی و روانی کلام مترادف است.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برگردان و برابرهای اصیل فارسی این واژه شامل «شیوایی»، «روانی کلام»، «زبانآوری» و «خوشزبانی» است.
در قرآن
خود واژه «فصاحت» به صورت اسم مصدر در قرآن نیامده است، اما ریشه آن و شکل صفت تفضیلی «أَفْصَحُ» یک بار در آیه ۳۴ سوره قصص از زبان حضرت موسی (ع) درباره برادرش هارون (ع) به کار رفته است: «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا» (و برادرم هارون زبانش از من فصیحتر و گویاتر است).
جمعبندی و توضیح کامل فصاحت
فصاحت یکی از اصطلاحات کلیدی در علوم بلاغی و ادبیات است که بر روشنی، شیوایی و روانی کلام دلالت دارد. کلام فصیح، سخنی است که کلمات آن خوشآهنگ، منسجم و عاری از هرگونه پیچیدگی لفظی یا معنایی باشند، بهطوریکه شنونده بدون تکلف و زحمت، مقصود گوینده را درک کند. این واژه ریشهای عربی دارد و در ادبیات فارسی و اسلامی جایگاه ویژهای یافته است.
اگرچه فصاحت اغلب در کنار بلاغت به کار میرود، اما تفاوتی ظریف میان آنها وجود دارد؛ فصاحت بیشتر به سلامت، روانی و زیبایی خودِ کلمات و ساختار کلام اشاره میکند، در حالی که بلاغت به معنای مطابقت داشتن آن سخن فصیح با مقتضای حال و هوای مخاطب و شرایط جامعه است. در فرهنگ اسلامی، حضرت هارون (ع) به داشتن بیانی فصیح مشهور است.
به طور کلی، فصاحت نمادی از روشنی اندیشه، تسلط بر زبان و قدرت بیان به شمار میرود. برخورداری از فصاحت کلام، کمال سخن گفتن محسوب میشود و به گوینده این توانایی را میدهد تا عمیقترین مفاهیم را در زلالترین و زیباترین قالبهای زبانی به مخاطبان خود ارائه دهد.