معنی
واژهٔ سماط در لغتنامههای معتبر به دو معنای اصلی به کار رفته است: نخست به معنی سفره، خوان و بساطی که بر آن غذا میگسترند، و دوم به معنی صف، رده، رسته یا قطاری از مردم، اسبها یا درختان.
یعنی چه
این کلمه در زبان ادبی به معنای مجلس ضیافت و دستارخوانی است که بر آن نعمتها چیده شدهاند، یا اشاره به ایستادن و قرار گرفتن افراد و اشیا در یک خط منظم و ردیفشده دارد.
مترادف
برای معنای طعام واژههایی چون خوان و سفره، و برای معنای تنظیمی آن کلماتی مانند صف و رده مترادفهای اصلی هستند.
متضاد
در منابع لغوی متضاد صریح و واژگانی ثابتی برای سماط گزارش نشده است؛ اما از نظر مفهومی، پراکندگی را میتوان تقابل معنایی واژهٔ صف دانست.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی (س م ط) مشتق شده و کلماتی چون سُمُط (به عنوان جمع) و مسموط با آن همخانواده هستند.
جمله سازی
تلفظ
این واژه در زبان فارسی بیشتر به کسر سین (سِماط) و گاهی به فتح سین (سَماط) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، اگر طراح کلمهای چهار حرفی به معنی سفره، خوان، یا صف و رده بخواهد، واژهٔ «سماط» یکی از پاسخهای اصلی است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در انگلیسی برای معنای اول از واژههای مربوط به غذا و سفره و برای معنای دوم از واژههای مربوط به صف استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژهٔ عربیالاصل، کلماتی نظیر «خوان» و «سفره» در بخش اطعمه، و «رده» و «راسته» در بخش چینش هستند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، سماط نماد رزق، سخاوت و نعمتهای بیکران الهی است. همچنین تعابیری مانند «سماط دهر» مجاز از روزگار، دنیا و مادیات آن است که پایداری ندارند.
جمعبندی و توضیح کامل سماط
واژهٔ «سماط» از جمله کلمات فصیح و ادیبانه در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد. این واژه دو بستر معنایی کاملاً متمایز اما پرکاربرد دارد؛ از یک سو به معنی سفره، خوان و بساط پذیرایی است که مظهر سخاوت و ضیافت به شمار میرود، و از سوی دیگر به معنی صف، رده و قطاری منظم از مردم یا اشیا است که نظم و ایستادگی را تداعی میکند.
در شعر و ادب پارسی، شاعران بزرگی چون حافظ و سعدی از این واژه برای ساختن تعابیر کنایی و استعاری بهره جستهاند. اصطلاحاتی نظیر «سماط دهر» یا «خوان عزت» نشاندهندهٔ عمق نفوذ این کلمه در جهانبینی ادبی مکتوب ماست. شایان ذکر است که این کلمه در متن قرآن کریم به صورت مستقیم به کار نرفته و کاربرد آن تماماً ادبی و لغوی است.