معنی
عیش در اصل به معنای زندگی و زیستن است، اما در زبان فارسی بیشتر به معنی زندگی خوش، بارفاه، شادمانی و لذتجویی به کار میرود. در متون قدیمی نیز گاه به معنای خوراک و اسباب گذران زندگی آمده است.
یعنی چه
این واژه زمانی به کار میرود که فرد در حالتی از رضایت خاطر، بیغمی، رفاه و خوشگذرانی مادی یا معنوی قرار دارد.
مترادف
متضاد
هم خانواده
تلفظ
تلفظ این واژه در زبان فارسی به صورت فتح عین و سکون یاء (عَیْش) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه سه حرفی عیش معمولاً به عنوان پاسخ برای طرب، خوشگذرانی یا زندگی و زیستن ظاهر میشود.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برابرهای فارسی واژه عیش شامل زیست، زندگانی، خوشزیستی، صفا و شادخواری است که بر جنبه خوش و خرم بودن زندگی تاکید دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عیش
واژه «عیش» یک کلمه اصیل با ریشه عربی (ع-ی-ش) است که در زبان مبدا به معنای مطلقِ زندگی و زیستن جانداران به کار میرود؛ اما پس از ورود به زبان و ادبیات فارسی، دچار تحول معنایی شده و بیشتر بارِ خوشگذرانی، رفاه، شادی و لذتجویی مادی یا معنوی را به خود گرفته است.
این کلمه در ادبیات کلاسیک و عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد و غالباً نمادی از غنیمت شمردن دم، وارستگی از غمهای اعتباری دنیا و رسیدن به بهجت درونی است. در کاربردهای روزمره نیز ترکیبهایی چون «عیش و نوش» یا «عیش کردن» به تجربه لحظات خوش و بیپروای زندگی اشاره دارند.
در متون دینی مانند قرآن کریم، گرچه خود کلمه به صورت مجرد نیامده، اما مشتقات آن نظیر «عیشه» برای توصیف زندگی رضایتبخش بهشتیان (عیشة راضیه) و «معیشت» برای ابزارهای گذران زندگی انسانها بارها استفاده شده است.