معنی
واژه نجم در اصل به معنی ستاره و هر جرم آسمانی درخشان در شب است. با این حال، در کاربردهای لغوی قدیم به گیاهان بوتهای و بدون ساقه که سر از خاک برمیآورند نیز نجم گفته میشد.
یعنی چه
این کلمه بیانگر هر آن چیزی است که ظاهر و آشکار میشود؛ چه ستارگان در پهنه آسمان شب تجلی کنند و چه گیاهان کوچک از دل زمین سر برآورند.
مترادف
هم خانواده
ریشه
ریشه این واژه عربی است و به مفهوم طلوع کردن، ظاهر شدن و آشکار شدن اشاره دارد. وجه تسمیه ستاره و گیاه بدون ساقه نیز همین آشکار شدن و سر برآوردن آنهاست.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه سه حرفی نجم معمولاً به عنوان هممعنی ستاره یا اختر مورد سوال قرار میگیرد.
به انگلیسی
به عربی
به فارسی
برگردان دقیق و اصیل این واژه در زبان فارسی کلمات «ستاره» و «اختر» هستند که از دیرباز در ادبیات فارسی کاربرد داشتهاند.
در قرآن
کلمه نجم بارها در قرآن آمده است؛ از جمله نام سوره ۵۳ قرآن «النجم» است که با سوگند به ستاره آغاز میشود. همچنین در آیه ۶ سوره الرحمن در کنار درخت (شجر) قرار گرفته که در آنجا به معنای گیاه همسطح زمین و بدون ساقه است.
جمعبندی و توضیح کامل نجم
واژه نجم یکی از کلمات اصیل و پرکاربرد وامگرفته از زبان عربی در ادبیات فارسی است. این کلمه در وهله نخست مفهوم ستاره، کوکب و هر جرم درخشان آسمانی را در ذهن تداعی میکند، اما ریشه لغوی آن به معنای پدیدار شدن و طلوع کردن است. به همین جهت در متون کهن و علوم گیاهشناسی به گیاهان کوچک و بدون ساقهای که تازه از خاک سر برمیآورند نیز اطلاق شده است.
در فرهنگ اسلامی و متن قرآن کریم، نجم جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که یک سوره کامل به این نام اختصاص یافته و از ستارگان به عنوان وسیلهای برای هدایت و راهیابی مسافران در تاریکی شب یاد شده است. در باورهای عامیانه و ادبیات سنتی نیز این واژه با مفاهیمی همچون طالع، سرنوشت، بلندی مرتبه و روشنایی گره خورده است.