یعنی چه
این عبارت در زبان فارسی به معنای بستن چشمها، رویگردانی از نگریستن به چیزی بهصورت آگاهانه، و در مفهوم مجازی به معنای نادیده گرفتن، اغماض و چشم بستن بر واقعیت یا عیوب دیگران بهکار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت مرکب به صورت [دی دِه بَر دوخ تَن] است که از دو واژهٔ «دیده» (اسم) و «بردوختن» (فعل) تشکیل میشود.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت اصلی ۱۱ حرف دارد. بسته به طراح جدول، واژههایی چون اغماض یا چشمپوشی نیز ممکن است مدنظر باشند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد در معنای واقعی یا کنایی، از اصطلاحات فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن مفهوم فروانداختن چشم از نگاه ناروا یا چشمپوشی، این کلمات به کار میروند.
به فارسی
معادلهای اصیل و عبارات هممعنی فارسی آن شامل چشم فروبستن، نظر برگرفتن، تغافل کردن، نادیده گرفتن و روی برتافتن از دیدن است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این اصطلاح نماد بیتفاوتی عمدی، پرهیز از دیدن امور ناخوشایند یا حرام، حیا، گذشت و عیبپوشی است. در متون عرفانی نیز به معنای بستن چشم ظاهر بر امور مادی جهان برای باز شدن چشم باطن و تمرکز بر معشوق حقیقی کاربرد دارد.
جمعبندی و توضیح کامل دیده بردوختن
اصطلاح کنایی و ادبی «دیده بردوختن» یک ترکیب اصیل فارسی (اسم + پیشوند + فعل) است که ریشه در فرهنگ و سنتهای کهن دارد. واژهٔ «دیده» از ریشهٔ پهلوی dīt (دیدن) و «بردوختن» از واژه ایرانی باستان paiti-vaxš به معنی اتصال دادن و بخیه زدن آمده است. در گذشته برای رام و دستآموز کردن پرندگان شکاری مانند باز، پلکهایشان را موقتاً با نخ میدوختند تا آرام شوند؛ این تصویر واقعی تاریخی، بعدها به شکل کنایهای زیبا وارد ادبیات فارسی شد.
این عبارت در دو وجه متمایز کاربرد دارد؛ در معنای نخست و واقعی، به حالت فیزیکی بستن چشمها یا خیره شدن به یک نقطه اشاره میکند. در معنای دوم و کنایی که کاربرد فراوانی در اشعار شاعران بزرگ چون حافظ و سعدی دارد، به مفاهیمی همچون اغماض، عیبپوشی، گذشت، حیا و بیاعتنایی به مادیات یا ماسوا اشاره دارد.
اگرچه این عبارت دقیقاً در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفهوم کنایی و اخلاقی آن یعنی فروانداختن نگاه از امر ناخوشایند و حرام، کاملاً با اصطلاح قرآنی «غَضّ بَصَر» در آیه ۳۰ سوره نور مطابقت دارد. حافظ در بیتی با اشاره به همین تصویر پرنده شکاری میفرماید: «بردوختهام دیده چو باز از همه عالم / تا دیدهٔ من بر رخ زیبای تو باز است» که نشاندهنده اوج تمرکز عاشق بر معشوق و چشمپوشی از تمام دنیاست.