معنی
واژه عاقل در اصل از ریشه عربی «ع-ق-ل» گرفته شده است. این کلمه به فردی اطلاق میشود که دارای سلامت عقل (سلیمالعقل) بوده و سنجیده و بر اساس واقعیت و مصلحت عمل میکند.
یعنی چه
در اصطلاح، عاقل به کسی میگویند که رفتارهای احساسی و تکانشی را با نیروی تدبیر و اندیشه کنترل میکند و مصلحتاندیش و حسابگر است.
مترادف
این واژهها در زبان فارسی همگی به مفهوم داشتن درک، هوش و توانایی بالای فکری و منطقی اشاره دارند.
متضاد
این کلمات در تضاد مستقیم با مفهوم خردمندی و داشتن سلامت فکری و مصلحتاندیشی قرار میگیرند.
هم خانواده
تمام این کلمات از ریشه سهحرفی «عقل» مشتق شدهاند و به مفاهیم مرتبط با خرد و اندیشهورزی اشاره دارند.
جمله سازی
تلفظ
حرف اول با صامت عین و مصوت بلند «آ»، حرف دوم قاف با مصوت کوتاه کسره «ـِـ» و در نهایت حرف لام ساکن تلفظ میشود.
در جدول
کلمه «عاقل» دقیقاً ۴ حرف دارد و به عنوان پاسخ پرسشهایی نظیر دانا یا خردمند در جدول استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به لحن و ساختار متن، میتوان از هر یک از این صفتها برای برگردان کلمه عاقل استفاده کرد.
به عربی
از آنجا که اصل واژه عربی است، خود کلمه «عاقل» با همان ساختار صفت فاعلی کاربرد فراوانی در زبان عربی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل عاقل
واژه «عاقل» ریشه در زبان عربی دارد و از دیدگاه لغوی به معنای مهار کردن و بستن است؛ همانطور که طناب (عقال) برای مهار شتر به کار میرود، عقل نیز نیرویی است که نفس و شهوات انسان را کنترل میکند. در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی، عاقل به فردی مصلحتاندیش، دوراندیش و منطقی گفته میشود که نماد تعادل میان رفتار و تفکر است.
در حوزه مذهبی و قرآنی، اگرچه صیغه اسم فاعلی «عاقل» به طور مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مشتقات فعلی آن مانند «تعقلون» و «یعقلون» بارها برای دعوت انسان به تفکر ذکر شده است. همچنین در ادبیات عرفانی، واژه عاقل معمولاً در تقابل با «عاشق» قرار میگیرد، جایی که عاقل نماد حسابگری و محافظهکاری، و عاشق نماد بیباکی و ایثار است.