معنی
این کلمه در زبان عربی فعل ماضی برای سوم شخص مفرد مذکر غایب است و به معنای انجام دادن یک کار، پدید آوردن یک اثر یا ایجاد یک کنش به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاح لغوی و دستوری، این واژه پدید آمدن یا عملیاتی شدن یک نیت و قصد را در قالب رفتار نشان میدهد و به عنوان الگوی پایه برای تمامی ساختارهای فعلی در زبان عربی شناخته میشود.
مترادف
واژههایی مانند عمل کردن و ساختن در مفهوم کلی با این کلمه همپوشانی دارند.
متضاد
کلماتی که به معنای رها کردن، دست کشیدن یا انجام ندادن یک کار هستند، به عنوان متضاد مفهومی آن شناخته میشوند.
هم خانواده
تمامی کلماتی که از ریشه سه حرفی (ف-ع-ل) مشتق شدهاند، با این واژه همخانواده هستند.
ریشه
ریشه اصلی این واژه از سه حرف (ف)، (ع) و (ل) تشکیل شده است که مفهوم بنیادین کنش، حرکت و ایجاد را در خود دارد.
جمله سازی
تلفظ
تلفظ این واژه با فتحة روی هر سه حرف به صورت فَعَـلَ (fa-ʿa-la) انجام میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به زمان ماضی واژه، از افعال گذشته مانند did استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که خود واژه عربی است، نزدیکترین معادلهای فعلی آن در همین زبان کلماتی چون عَمِلَ و صَنَعَ هستند.
به فارسی
معادل دقیق و مستقیم این صیغه در زبان فارسی، فعل ماضی ساده «کرد» یا «انجام داد» است.
جمعبندی و توضیح کامل فَعَلَ
واژه «فَعَلَ» یکی از کلیدیترین و بنیادیترین کلمات در زبانشناسی عربی و علوم صرف و نحو است. این واژه به عنوان وزن و الگوی مادر برای سنجش و ساختن تمام افعال ثلاثی مجرد و مشتقات آنها استفاده میشود، به طوری که در لغتنامهها حروف اصلی هر کلمهای را با سه حرف «ف»، «ع» و «ل» تطبیق میدهند.
از نظر معنایی، این کلمه به معنای انجام دادن یک کار در زمان گذشته توسط یک شخص مذکر است. در متون معتبر و قرآنی، تفاوتی ظریف میان «فعل» و «عمل» وجود دارد؛ فعل معمولاً به کارهایی اطلاق میشود که با سرعت، شدت یا بدون نیاز به تداوم طولانی رخ میدهند، در حالی که عمل نیازمند قصد، استمرار و برنامهریزی طولانیتر است.