معنی
ادبار در لغت و فرهنگهای معتبری چون دهخدا، معین و عمید به معنای بختبرگشتگی، سیهروزی و بدبختی آمده است. این واژه در اصل به معنی پشت کردن، عقبنشینی و روبرگرداندن نیز به کار میرود.
یعنی چه
اصطلاحاً وقتی روزگار به کسی پشت میکند و فرد دچار زنجیرهای از ناکامیها، ذلت یا فقر میشود، میگویند دچار ادبار شده است. در زبان عامیانه گاه به فرد شلخته یا مایه نکبت نیز گفته میشود.
متضاد
مهمترین و مستقیمترین متضاد واژه ادبار، «اقبال» به معنای روی آوردن روزگار و خوششانسی است.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی (د-ب-ر) در باب افعال ساخته شده است و با کلماتی که به مفهوم پشت، عاقبت و ساماندهی کارها مربوط هستند، همخانواده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با کسر الف و سکون دال به صورت «اِ دْ بار» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این طراح جدول با طول ۱۰ حرف، خودِ عبارت «ادبار فارسی» است. بسته به راهنمای جدول، معادلهایی چون بدبختی و نکبت نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم بختبرگشتگی و نکبت از واژگان Misfortune و Adversity استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی این واژه به صورت مصدر باب افعال (إدبار) به معنی پشت کردن و در ساختار قرآنی به معنی پایان یافتن (مثل پایان شب یا پس از سجدهها) به کار میرود.
به ترکی
برای انتقال مفهوم کنایی ادبار در ترکی استانبولی از واژههای مربوط به شانس بد و برای معنی لغوی از اصطلاح روبرگرداندن استفاده میشود.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل فارسی این وامواژه عربی، کلماتی نظیر بختبرگشتگی، نگونبختی، شوربختی و سیهروزی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل ادبار فارسی
واژه «ادبار» یک وامواژه عربی در زبان فارسی است که از ریشه سه حرفی «د-ب-ر» مشتق شده است. این کلمه در اصل و لغت به معنای پشت کردن، رو برگرداندن یا عقبنشینی است، اما در ادبیات فارسی و اصطلاح عامه، بیشتر به صورت کنایی در معنای بختبرگشتگی، تیرهبختی، فلاکت، نکبت و بدبختی شدید به کار میرود.
در متون کهن و آیات قرآنی، این واژه لزوماً بار معنایی منفی و شوم ندارد؛ برای نمونه در قرآن عباراتی چون «إدبار النجوم» به معنای پشت کردن و ناپدید شدن ستارگان در پایان شب آمده است. با این حال، در فرهنگ عامه و ادبیات مکتوب فارسی، ادبار به عنوان نمادی از افول، سقوط و ادوار تاریک زندگی در مقابل واژه «اقبال» (خوشبختی و روی آوردن روزگار) قرار میگیرد.