معنی
واژهٔ ظلال جمع کلمهٔ عربی «ظلّ» است و به معنای سایهها، سایهبانها، ابرهای سایهافکن یا هر پوششی است که از تابش مستقیم آفتاب جلوگیری میکند.
یعنی چه
این کلمه در زبان روزمره و ادبیات به حالت احاطهکننده، پناه گرفتن در سایهٔ رحمت یا قرار گرفتن تحت حمایت و امنیت اشاره دارد.
مترادف
در متون مختلف فارسی و عربی، واژههایی مانند سایهها، اشباح و فیء (سایهٔ بعد از ظهر) به عنوان هممعنی آن به کار میروند.
متضاد
در تقابل معنایی، واژههایی که به تابش مستقیم، گرما و نور اشاره دارند، ضد این کلمه محسوب میشوند؛ مانند ضحّ (نور مستقیم خورشید) و حرور (باد داغ).
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشهٔ ثلاثی عربی «ظ ل ل» (ظلل) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون سایه داشتن و پناه گرفتن را میرسانند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسرهٔ حرف اول (ظِ) به صورت [عربی: ظِلال / فارسی: زِلال] است. باید دقت کرد که با واژهٔ «ضَلال» به معنی گمراهی اشتباه نشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به راهنمای «سایهها» یا «جمع ظل»، واژهٔ ۴ حرفی «ظلال» قرار میگیرد.
به فارسی
از آنجا که ظلال یک کلمهٔ وارداتی از زبان عربی است، در برگردان دقیق و اصیل فارسی به صورت «سایهها» یا «سایهبانها» معنا میشود.
در قرآن
این واژه بارها در قرآن کریم آمده است؛ از جمله در آیه ۴۱ سوره مرسلات «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ» در وصف آرامش بهشت، و آیه ۱۵ سوره رعد «وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» که به خضوع و سجدهٔ تکوینی سایهٔ موجودات در بامداد و شامگاه اشاره دارد.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، ظلال (سایهها) نمادی از خنکی، آسایش و دور شدن از حرارت رنج و گناه است. تعابیری مانند «در ظلّ حمایت» کنایه از قرار گرفتن در امنیت و رفاه دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ظلال
واژهٔ «ظلال» یک اسم جمع عربی از ریشهٔ «ظلل» است که به معنای سایهها، سایهسارها و هر آن چیزی است که بر سر انسان یا زمین پوشش و سایه ایجاد میکند. نکتهٔ بسیار مهم در بررسی این کلمه، عدم اشتباه آن با واژهٔ همآوای «ضلال» (با حرف ض) به معنی گمراهی است؛ چرا که ظلال کاملاً معنای مثبتی چون پناه و آسایش دارد.
در فرهنگ اسلامی و آیات قرآن کریم، این کلمه جایگاه ویژهای دارد و معمولاً برای توصیف نعمتهای بهشتی، خنکی، آرامش و پناهگاه امن پرهیزکاران به کار میرود. همچنین در متون ادبی به عنوان نمادی از حمایت، امنیت و دوری از سختیها و حرارت روزگار شناخته میشود و ترکیبات کنایی زیبایی را در زبان فارسی پدید آورده است.