«زور» در فارسی یعنی نیرو، قدرت و توان بدنی یا غیربدنی؛ همان قوّهای که با آن کاری انجام میشود یا چیزی جابهجا میگردد. این واژه گاهی به معنای فشار و اجبار («به زور») و گاهی به معنای قدرت و توانمندی («پُرزور») به کار میرود.
معنی کلمه «زور» چیست؟
کلمهٔ «زور» اسم است و در زبان فارسی چند کاربرد نزدیک به هم دارد. معنای پایه و اصلی آن نیرو و توان جسمانی است؛ یعنی همان انرژی و قدرتی که در عضلات بدن وجود دارد و با آن میتوان جسمی را بلند کرد، هل داد یا کشید. اما این واژه در گفتار روزمره گسترش معنایی پیدا کرده است:
پس «زور» بسته به جمله، میتواند هم بار معنایی مثبت (توانمندی) و هم بار معنایی منفی (اجبار و خشونت) داشته باشد؛ تشخیص معنا به بافت جمله بستگی دارد.
مترادف (هممعنی) زور
نزدیکترین واژههایی که میتوان بهجای «زور» در معنای نیرو و قدرت به کار برد:
اگر «زور» در معنای فشار و اجبار باشد، واژههای اجبار، عُنف، جبر، اکراه و فشار مترادف آن هستند. انتخاب مترادف درست به معنایی که در جمله دنبالش هستید بستگی دارد.
متضاد (مخالف) زور
واژههایی که معنای مقابل «زور» را میرسانند:
هنگامی که «زور» معنای اجبار بدهد، متضاد آن اختیار، رضایت و میل است؛ مثلاً «به اختیار» نقطهٔ مقابل «به زور» است.
همخانوادههای زور
واژههایی که با «زور» همریشهاند و بخش مشترک معنایی دارند:
برای مثال، «زورمند» یعنی کسی که زور و نیروی زیاد دارد، و «زورگو» یعنی کسی که با زور و فشار حرف خود را به دیگران تحمیل میکند.
ریشه و ساختار واژهٔ زور
«زور» واژهای کهن و اصیل فارسی است که ریشه در فارسی میانه (پهلوی) دارد و در متون کهن نیز به معنای نیرو و قدرت به کار رفته است. این واژه بهتنهایی یک تکواژ مستقل است و با افزودن پسوندها و پیشوندها، خانوادهٔ بزرگی از کلمات را میسازد (مانند زورمند، زورگو، زورآزما). جالب است که «زور» در برخی کاربردهای کهن معنای «دروغ و باطل» هم داشته است (مانند «شهادت زور» یعنی شهادت دروغ)، هرچند این معنا امروزه کمکاربرد شده است.
زور در جدول
اگر در جدول کلمات متقاطع به دنبال پاسخ «زور» یا مترادف آن میگردید، رایجترین گزینهها بر اساس تعداد حروف عبارتاند از:
۲ حرفی: یل (پهلوان، نماد زور) — ۳ حرفی: توش، یرا — ۴ حرفی: نیرو، توان — ۵ حرفی: قدرت. در مقابل، اگر سرنخ جدول «به زور» یا «اجبار» باشد، پاسخ معمولاً عنف یا جبر است.
معنی زور به انگلیسی
معادلهای انگلیسی «زور» بسته به معنا متفاوتاند:
برای معنای «به زور / اجبار» از واژهٔ by force یا forcibly استفاده میشود؛ مثلاً «او را به زور بردند» میشود «They took him by force».
کاربرد زور در جمله
جمعبندی
«زور» در معنای اصلی یعنی نیرو، قدرت و توان، و در کاربرد دوم یعنی فشار و اجبار. مترادفهای آن نیرو، قدرت و توان؛ متضادهای آن ضعف و ناتوانی؛ و معادل انگلیسی آن Force و Power است. این واژهٔ پرکاربرد، خانوادهٔ گستردهای از کلمات مانند زورمند و زورگو را نیز میسازد.