معنی
واژه کسل به حالت ناخوشایندی از کمبود انرژی، بیرمقی و کندی اشاره دارد که میتواند ناشی از خستگی مفرط، بیماری خفیف یا دلزدگی روانی باشد.
یعنی چه
این کلمه وضعیتی را توصیف میکند که در آن فرد توان یا تمایل کافی برای فعالیتهای روزمره را ندارد و احساس سنگینی و فرسودگی میکند.
مترادف
در متون مختلف و گفتگوهای روزمره، کلمات هممعنی مانند خسته و بیحال بیشترین کاربرد را به جای این واژه دارند.
متضاد
نقطه مقابل کسالت و کسل بودن، داشتن انگیزه، پویایی و انرژی بالا در زندگی روزانه است.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی عربی (ک - س - ل) مشتق شدهاند و مفاهیمی نزدیک به سستی و تنبلی را افاده میکنند.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه معمولاً ۳ حرف دارد و به عنوان معادل سستی یا تنبلی پرسیده میشود.
به انگلیسی
با توجه به بافتار متن، کلمات متعددی در انگلیسی برای انتقال این حس وجود دارند که ابعاد مختلف جسمی و روانی آن را پوشش میدهند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و ریشه در مفهوم سنگین شدن و کاهلی در کارها دارد؛ کلمه کسالیٰ نیز در قرآن برای توصیف سستی منافقان در نماز آمده است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم کسل بودن، بیشتر از واژههایی استفاده میشود که به جنبههای تنبلی یا بیحالی جسمی دلالت دارند.
به فارسی
برابرهای اصیل فارسی این واژه شامل عباراتی چون بیحال، سست و خسته است که حالت کرختی بدن یا روح را به خوبی توصیف میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل کسل
واژه کسل که ریشهای عربی دارد، به طور گسترده در زبان فارسی برای توصیف حالت رخوت، بیحالی و افت محسوس انرژی جسمانی یا روانی به کار میرود. این کلمه در ادبیات و کاربردهای روزمره، فراتر از یک تنبلی ساده، نشاندهنده نوعی فرسودگی، کمانگیزه بودن و سنگینی روح و جسم است که مانع از حرکت و پویایی طبیعی فرد میشود.
در ریشهشناسی این واژه مشخص است که با مفاهیمی چون کسالت و تکاسل همبستگی دارد. حتی مشتقات آن در متون کهن و مذهبی برای توصیف بیمیلی و سستی در انجام امور عبادی یا وظایف مهم فردی استفاده شده است. از منظر معنایی، این حالت دقیقاً در نقطه مقابل نشاط، شادابی و چابکی قرار دارد.
امروزه در روانشناسی و پزشکی نیز از معادلهای این کلمه برای بیان وضعیتهای مربوط به فرسودگی شغلی، خستگی مزمن یا افسردگیهای خفیف استفاده میشود، چرا که به خوبی حس کرختی و بیرمقی را منتقل میکند.