یعنی چه
در اصطلاحات فلسفه اسلامی و منطق، «جوهر مجرد» به حقیقت و موجودی مستقل اطلاق میشود که برای تحقق خود نیازی به محل یا پایه مادی ندارد و ذاتاً از ابعاد جسمانی، مکان و زمان مبلّغ و پاک است. این مفهوم شامل موجوداتی نظیر عقول، فرشتگان و نفس (روح) انسانی میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب وصفی به صورت «جَوْهَرِ مُجَرَّد» (Jawhare Mojarrad) است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، عبارت «جوهر مجرد» دقیقاً دارای ۸ حرف است. واژگان هممعنی دیگری مانند «جوهر مفارق» نیز ممکن است مد نظر باشند.
به انگلیسی
در متون فلسفه غرب، برای انتقال دقیق این مفهوم مابعدالطبیعی بیشتر از اصطلاح Immaterial Substance استفاده میشود.
به عربی
این اصطلاح عینا در فلسفه و کلام اسلامی به زبان عربی به کار میرود و فیلسوفانی چون ابنسینا و ملاصدرا از آن بهره بردهاند.
به فارسی
واژه «جوهر» معرب کلمه پارسی میانه «گوهر» به معنای اصل و ذات است و «مجرد» یعنی برهنه شده از ماده. معادل روان فارسی آن «ذات مستقل و پاک از ماده» یا «گوهر غیرجسمانی» است.
در قرآن
عین عبارت «جوهر مجرد» به عنوان یک اصطلاح تخصصی کلامی و فلسفی در متن قرآن نیامده است. با این حال، مصادیق عینی آن در آیات الهی با عناوین دیگری چون «روح»، «ملائکه» (فرشتگان) و «امر الهی» تبیین و توصیف شدهاند.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و سنت فلسفی، جوهر مجرد معمولاً نماد «عقل اول»، «نور محض» و «قلم» به شمار میرود؛ چرا که نور شریفترین عنصر و مادیترینِ غیرمادیها برای تقریب ذهن به حقایق ماورایی است.
جمعبندی و توضیح کامل جوهر مجرد
جوهر مجرد یکی از کلیدیترین اصطلاحات در حکمت مشاء و حکمت متعالیه است. در تعریف فلسفی، جوهر به موجودی گفته میشود که وجودش مستقل است و مانند اعراض (نظیر رنگ یا شکل) برای تحقق نیازمند پایه مادی نیست. وقتی این مفهوم با صفت «مجرد» ترکیب میشود، اشاره به حقیقتی دارد که کاملاً خارج از سیطره زمان، مکان، حجم و ابعاد مادی قرار دارد.
فیلسوفان جوهر مجرد را عموماً به دو دسته اصلی تقسیم میکنند: عقل که مجرد تام است و هم در ذات و هم در افعالش هیچ نیازی به ماده ندارد، و نفس (روح انسانی) که در ذات خود مجرد است اما برای انجام افعال خود در جهان مادی به بدن تکیه میکند. ریشه این کلمه ترکیبی از واژه فارسی میانه «گوهر» و کلمه عربی «مجرد» (به معنی برهنه شده از مادیات) شکل گرفته است.