یعنی چه
واژه اثقاب بسته به ریشه و ساختار، دو معنای متفاوت دارد: در حالت اول به عنوان جمعِ تکسیر «ثَقب» یا «ثُقبه» به معنی سوراخها، حفرهها، منافذ و روزنهها است. در حالت دوم به عنوان مصدر باب افعال از ریشه «ثَقَبَ»، به معنی برافروختن، گیراندن و روشن کردن آتش یا چراغ به کار میرود.
تلفظ
این واژه بسته به معنای مورد نظر به دو صورت تلفظ میشود: ۱. أَثْقاب (با فتح همزه و سکون ث) در نقش اسم و به معنی حفرهها و سوراخها. ۲. اِثْقاب (با کسر همزه) در نقش مصدر باب افعال و به معنی افروختن آتش.
در جدول
پاسخ پنج حرفی برای کلمه اثقاب در جدولها، با توجه به طراح جدول میتواند معادلهایی چون منافذ، روزنهها یا آتشافروزی باشد.
به انگلیسی
برای واژه اثقاب در زبان انگلیسی با توجه به دو معنای اسمی و مصدری آن، معادلهای دقیق وجود دارد. برای معنای حفرهها از کلماتی چون Holes و Apertures و برای معنای افروختن از Kindling و Igniting استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است. در متون عربی، «أثقاب» به عنوان جمع تکسیر واژه ثقب به معنی منافذ و «إثقاب» به عنوان مصدر فعل ثَقَبَ به معنی روشن کردن آتش یا درخشش کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه عبارتند از: روزنهها، حفرهها، سوراخها، شکافها، و در وجه مصدری شامل آتشافروزی، گیراندن، برافروختن و روشن کردن.
در قرآن
خود واژه «اثقاب» به صورت مستقیم در متن قرآن کریم ذکر نشده است؛ با این حال، همخانوادههای آن از ریشه (ث-ق-ب) مانند واژه «ثاقِب» دو بار در قرآن به کار رفتهاند: آیه ۳ سوره طارق («النَّجْمُ الثَّاقِبُ» به معنی ستاره درخشان و شکافنده تاریکی) و آیه ۱۰ سوره صافات («شِهابٌ ثاقِبٌ» به معنی شهاب سوزان و نافذ).
نماد چیست
اثقاب در وجه مصدری (آتشافروزی) نماد روشنیبخشی، گرما، هدایت و از بین بردن تاریکی است. در وجه اسمی و با توجه به احادیث اسلامی (توصیف صور اسرافیل و وجود اثقاب در آن)، نماد تکثر، نظم خلقت و معابر و روزنههای عبور ارواح به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل اثقاب
واژه «اثقاب» یک واژه اصالتاً عربی است که وارد زبان فارسی شده و ساختار دوگانهای در معنا دارد. این کلمه از یک سو در صورت مکتوب «أَثْقاب» به عنوان جمعِ تکسیر کلمه ثقب/ثقبه شناخته میشود که به معنای سوراخها، روزنهها، منافذ و حفرهها است. از سوی دیگر در صورت مکتوب «اِثْقاب»، مصدر باب افعال از ریشه (ث-ق-ب) بوده و به معنای برافروختن، گیراندن و روشن کردن آتش یا چراغ است.
اگرچه خود این کلمه در قرآن نیامده، اما همخانوادههای مشهور آن مانند «ثاقب» به معنی نافذ و درخشان در آیات الهی برای توصیف ستارگان و شهابها استفاده شدهاند. همچنین در روایات و احادیث مذهبی، این واژه برای توصیف منافذ و سوراخهای موجود در صور اسرافیل (شیپور قیامت) به تعداد ارواح خلایق به کار رفته که به آن بار معنایی خاصی در فرجامشناسی اسلامی میدهد.
در مجموع، این واژه چه در بافت ادبیات کهن به معنای ایجاد روشنایی و هدایت باشد و چه در بافت فیزیکی و اسمی به معنای روزنههای عبور، مفهوم نفوذ، عبور از مانع و تکثر را بازگو میکند و در حل جدولهای کلمات متقاطع فارسی نیز کاربرد فراوانی دارد.