معنی
به ستوه آمدن به معنای به تنگ آمدن، عاجز و درمانده شدن از برابر مشقت یا فشار، ملول و خسته شدن و طاقت از دست دادن است.
یعنی چه
این عبارت کنایه از رسیدن به آستانه تحمل روحی و جسمی، خستگی شدید از تکرار یک امر، و مستأصل شدن در یک وضعیت تحملناپذیر است.
تلفظ
تلفظ صحیح این عبارت فعلی کنایی در زبان فارسی به صورت [به سُ تِوْ / سُ توه آ مَ دَن] است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، پاسخ دقیق این واژه بر اساس حروف خواسته شده، خودِ عبارت «به ستوه آمدن» است.
به انگلیسی
این عبارات در زبان انگلیسی برای نشان دادن کلافگی مفرط، جان به لب شدن و خستگی شدید از یک موقعیت کاربرد دارند.
به عربی
اصطلاح «ضاق ذرعاً» ملموسترین و دقیقترین معادل در زبان عربی برای رساندن مفهوم به تنگ آمدن و ستوه است.
به فارسی
مترادفها و برگردانهای سره فارسی این عبارت شامل ستوه آمدن، به جان آمدن، کلافه شدن، درمانده شدن و عاجز شدن است.
نماد چیست
این حالت روحی نماد رسمی حیوانی یا گیاهی در اساطیر ندارد، اما در فرهنگ و ادبیات نماد اتمام طاقت، بیتابی و مستأصل شدن است.
جمعبندی و توضیح کامل به ستوه آمدن
عبارت فعلی «به ستوه آمدن» یکی از اصطلاحات اصیل و کهن زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی دارد. واژه «ستوه» در زبان پهلوی به صورت «ستو» (stōh) به معنی بیپناه و درمانده بوده و از پیشوند «اوس» و ریشه «تو» (به معنی توانستن) مشتق شده است؛ بنابراین مفهوم کلی آن، توصیف حالت کسی است که تمام توان و نیروی خود را در برابر مشکلات از دست داده است.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک فارسی بازتابدهنده رسیدن به نقطه اشباع از رنج و سختی است؛ چنانکه نظامی گنجوی میفرماید: «دو لشکر به یک جا گروه آمدند / شدند از خصومت ستوه آمدند». متضاد مستقیم این کلمه واژه «نستوه» است که به معنای خستگیناپذیر و مقاوم به کار میرود و تضاد جالبی را با حالت استیصالِ ستوه آمدن ایجاد میکند.