معنی
واژه تناور صفتی فارسی است که برای توصیف پیکرها، اندامها یا اشیای بزرگ و مستحکم به کار میرود. این کلمه هم برای انسانهای قویهیکل و پهلوانان و هم برای درختان بزرگ و کهنسال با ساقه ستبر استفاده میشود.
یعنی چه
در زبان عامه و ادبی، وقتی به چیزی یا کسی تناور میگویند، منظور این است که آن موجود از نظر فیزیکی بسیار رشد کرده، دارای بدنی مستحکم، عظیم و پرزور است و در برابر بادها یا سختیها پایداری عجیبی دارد.
هم خانواده
این واژگان همگی از ریشه کلمه «تن» (به معنی بدن و جسم) مشتق شدهاند یا با آن ارتباط معنایی نزدیک دارند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی با فتحتین روی حروف ت و و میباشد؛ به صورت [tanāvar].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر طراح از شما بپرسد «تنومند یا درخت بزرگ ۵ حرفی»، پاسخ صحیح «تناور» است.
به انگلیسی
برای توصیف درختان بزرگ معمولاً از واژه Massive یا Mighty استفاده میشود و برای ویژگیهای انسانی کلمات Stout و Robust مناسبتر هستند.
به فارسی
برگردانها و معادلهای ناب فارسی این واژه شامل عباراتی چون بزرگجثه، قویهیکل، زمخت و مستحکم است که ریشه در زبان سره فارسی دارند.
نماد چیست
عبارت «درخت تناور» در ادبیات فارسی همواره نمادی از پایداری در برابر طوفانها، اصالت موروثی، ریشهدار بودن فرهنگ یا شخصیت انسانهای بزرگ و تزلزلناپذیر است.
جمعبندی و توضیح کامل تناور
واژه «تناور» یکی از صفتهای اصیل و کهن زبان فارسی است که از ترکیب اسم «تن» و پسوند صفتساز «آور/-اور» شکل گرفته و به معنای «دارای تن بزرگ و قوی» است. این کلمه در طول تاریخ برای توصیف هیبت پهلوانان، پهنای اندام انسانهای فربه و به ویژه ساقه ضخیم درختان کهنسال به کار رفته است.
از نظر روابط معنایی، واژههایی چون تنومند و ستبر مترادف آن و کلماتی مثل نحیف، نزار و لاغر متضاد آن هستند. اگرچه این واژه در متن قرآن کریم نیامده، اما در ادبیات منظوم و منثور فارسی کاربرد فراوانی دارد و نماد استقامت و ریشهداری است.