معنی
بضاعه در اصل به معنای کالا، متاع و مالالتجاره است. در مفهوم عامتر به دارایی، ثروت و مایهای گفته میشود که شخص برای تجارت یا دادوستد کنار میگذارد.
یعنی چه
وقتی از بضاعه صحبت میشود، منظور قطعه یا بخشی از دارایی است که از مال اصلی جدا شده تا به عنوان سرمایه در چرخه خرید و فروش قرار گیرد.
ریشه
این واژه ریشه عربی دارد و از «بضع» میآید که در اصل به معنی بریدن و جدا کردن تکهای از گوشت بوده است؛ سپس به بخشی از مال که برای تجارت جدا میشود، اطلاق شده است.
جمله سازی
تلفظ
این کلمه با کسر باء و فتح عین تلفظ میشود. در زبان فارسی معمولاً به صورت «بضاعت» (با تاء کشیده) نوشته و تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه بضاعه به عنوان پاسخ ۵ حرفی برای طراحان سوال با راهنمای «کالا»، «مالالتجاره» یا «سرمایه» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای برگردان این واژه به زبان انگلیسی، بسته به بافت متن از معادلهای اقتصادی و بازرگانی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی، این واژه به طور دقیق به معنی کالای تجاری است و جمع مکسر آن «بضائع» میشود.
به فارسی
معادلات دقیق و سره این کلمه در زبان فارسی شامل واژههایی چون کالا، مایه، داراک و تکه مال تجاری است.
جمعبندی و توضیح کامل بضاعه
واژه «بضاعه» یک کلمه اصیل عربی است که وارد زبان فارسی شده و در ادبیات مکتوب ما بیشتر به صورت «بضاعت» به کار میرود. معنای اولیه و دقیق این واژه، بخشی از دارایی یا کالایی است که فرد برای دادوستد و بازرگانی از کل مال خود جدا میکند و به عنوان سرمایه به کار میگیرد.
این کلمه در قرآن کریم به ویژه در سوره یوسف بارها تکرار شده است؛ هم به معنای کالای ناچیز (بضاعة مزجاة) که برادران یوسف برای مبادله آوردند و هم به معنای خودِ حضرت یوسف زمانی که او را از چاه درآوردند و به عنوان یک کالا پنهان کردند. در ادبیات فارسی، بضاعت علاوه بر بار مادی، معنای معنوی و توانایی ذهنی یا علمی را نیز به خود گرفته است.