یعنی چه
این واژه دو کاربرد کاملاً متمایز دارد: نخست در فرهنگ عامه و آیینهای سنتی منطقه کیاسر مازندران، به معنی آیین بزرگ اطعام، سفرهداری و توزیع غذای نذری (برنج و گوشت) در دهه اول محرم است که به آن «پلوخوران» نیز میگویند. دوم در لغتنامه دهخدا که به عنوان نام محلی گیاهی به نام «جوشیصا» یا «پلاخور» (از تیره پیچامینالدوله) در منطقه تنکابن ثبت شده است.
تلفظ
بخش اول این واژه «پِلا» (با کسره پ) در گویش طبری به معنای برنج یا پلو است و بخش دوم «خوار» (با واو معدوله که خوانده نمیشود) از مصدر خوردن شکل گرفته است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان یک واژه ۷ حرفی با راهنمای «آیین سنتی پلوخوران محرم در مازندران» یا «نام دیگر گیاه جوشیصا» مورد استفاده قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای توصیف آیین مذهبی از معادل اصطلاحی اطعام سنتی استفاده میشود و برای بخش گیاهشناسی، معادلهای علمی تیره پیچامینالدوله به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به پدیده مذهبی آن از اصطلاحات مرتبط با سفره و اطعام حسینی استفاده میشود.
به ترکی
در فرهنگ ترکی نزدیکترین معادل مفهومی برای این واژه، اصطلاح احسان و نذری پلو در ایام عزاداری است.
به فارسی
برگردانها و واژههای همارز این کلمه در زبان و گویشهای فارسی شامل اصطلاحات آیینی مانند «پلوخوران» و «مجمعهپلا» و در بخش گیاهی شامل «پلاخور» و «شن» است.
نماد چیست
این کلمه در فرهنگ عامه مازندران نماد همدلی، همبستگی اجتماعی و سخاوت بیمنت است؛ چرا که در این آیین، اهالی یک محله به صورت اشتراکی و بدون نیاز به دعوت رسمی، کل شهر و مسافران را پای سفره اطعام سیدالشهدا مهمان میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل پلاخوار
واژه «پلاخوار» در زبان و فرهنگ فارسی دارای دو هویت کاملاً مجزا است. در وهله اول، این واژه ریشه در فرهنگ و گویش طبری (مازندران) دارد و به آیین سنتی و مذهبی ثبتملیشدهای در منطقه کیاسر اشاره میکند. در این آیین که به «پلوخوران» معروف است، مردم در دهه اول محرم سفرههای بزرگی از برنج و گوشت نذری پهن کرده و به صورت جمعی و اشتراکی به اطعام عزاداران و عموم مردم میپردازند که نمادی از سخاوت و همبستگی محلی است.
از سوی دیگر، در مستندات لغتنامهای قدیمی مانند لغتنامه دهخدا، این واژه (یا شکل دیگر آن یعنی پلاخور) به عنوان یک نام بومی و محلی در منطقه تنکابن برای گیاهی از تیره پیچامینالدوله که در کتب طب سنتی «جوشیصا» یا «شن» نامیده میشود، به کار رفته است. بنابراین، معنای واژه کاملاً وابسته به متن ساختار آیینی یا زمینه گیاهشناسی آن است.