یعنی چه
این واژه فعل مضارع التزامی یا امر سومشخص جمع از مصدر خوابیدن است که در معنای حقیقی به خواب رفتن و استراحت کردن جانداران اشاره دارد. در مفاهیم مجازی نیز به معنای آرام گرفتن طوفان و فتنه، یا رکود و از کار افتادن بازار و کارخانه به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت «بِخوابَند» با واو معدوله است که نوشته میشود اما خوانده نمیشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمهای ۷ حرفی است. از معادلهای قدیمیتر آن در جدول میتوان به بخسبند اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافتار جمله و وجه التزامی یا امری آن ترجمه میشود.
به عربی
در زبان عربی از ریشه «نوم» برای بیان این حالت در صیغه جمع مذکر غایب استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای صیغه سومشخص جمع امری از فعل uyumak استفاده میشود.
به فارسی
واژههای بخسبند و بغنوند معادلهای سره و کهن فارسی این فعل هستند. در متون ادبی، آرام گرفتن و ساکن شدن نیز به عنوان برگردانهای مجازی آن شناخته میشوند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات فارسی، خوابیدن نمادی دوگانه است؛ از یک سو مایه آرامش، صلح، فرونشستن آشوب و مرگ موقت است و از سوی دیگر در بافتهای عرفانی و اخلاقی، نمادی از غفلت، بیخبری و دوری از معرفت به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بخوابند
واژه «بخوابند» از نظر دستور زبان فارسی فعل مضارع التزامی یا امر برای سومشخص جمع (آنها) است که از مصدر «خوابیدن» مشتق شده است. ریشه این فعل به زبانهای ایرانی باستان و فارسی میانه بازمیگردد و همواره به عنوان یک کارکرد زیستی طبیعی برای استراحت و به خواب رفتن جانداران کاربرد داشته است.
این کلمه علاوه بر معنای حقیقی خود، در زبان فارسی کاربردهای مجازی گستردهای دارد. برای نمونه، هنگامی که درباره طوفان، فتنه یا جنگ به کار میرود، معنای فروکش کردن و آرام گرفتن دارد؛ همچنین در اصطلاحات اقتصادی به معنی رکود و متوقف شدن فعالیتهای تجاری یا کارخانهای است.
در حوزه ادبیات و فرهنگ، این واژه بار معنایی نمادین دارد؛ گاه نشاندهنده رهایی از رنجهای دنیوی و رسیدن به سکون و آرامش است و گاه مایه هشدار نسبت به غفلت و بیخبری انسان در سیر و سلوک زندگی است. معادلهای مفهومی آن در متون قرآنی نیز با واژههایی نظیر «یهجعون» به چشم میخورد.