معنی
در لغتنامههای معتبر فارسی، گمراه به عنوان یک صفت مرکب به کسی دلالت دارد که مسیر اصلی و درست را گم کرده است. این مفهوم هم به صورت مادی (مانند گم کردن جاده و مسیر حرکت) و هم به صورت معنوی و مجازی (مانند دور شدن از حقیقت، دین و هدایت الهی) به کار میرود.
یعنی چه
واژه گمراه در اصطلاح به فردی گفته میشود که به دلیل نادانی، فریب یا لجاجت، از صراط مستقیم و مسیر هدایت فاصله گرفته و در تاریکی جهل و بیراهه سرگردان شده است.
مترادف
این کلمات در متون ادبی، دینی و عرفانی هممعنی و جایگزین واژه گمراه هستند و مفهوم دوری از حق را میرسانند.
متضاد
این واژهها به افرادی اشاره دارند که در مسیر درست، استوار و بر حق حرکت میکنند.
هم خانواده
این کلمات از نظر ساختاری و ریشهای با واژه گمراه در زبان فارسی مرتبط هستند.
ریشه
این واژه کاملاً اصیل و فارسی است. ساختار آن از ترکیب واژه «گم» (از ریشه پهلوی و پارسی میانه gwm یا gum) به همراه «راه» (از پارسی میانه rāh) تشکیل شده که در مجموع یک صفت مرکب فاعلی را پدید آوردهاند.
جمله سازی
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، اگر برای راه گمکرده یا منحرف یک پاسخ ۵ حرفی خواسته شود، کلمه «گمراه» جواب اصلی است.
به انگلیسی
برای مفاهیم دینی و عقیدتی در انگلیسی گاهی از واژه Heretic (ملحد/بدعتگذار) نیز استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل گمراه
واژه «گمراه» یک صفت مرکب اصیل فارسی است که از ترکیب دو جزء «گم» و «راه» ساخته شده است. این واژه در ابتداییترین معنای خود به کسی اشاره دارد که در مسیر مادی و جغرافیایی دچار سرگردانی شده و جاده اصلی را از دست داده است؛ اما در کاربردهای گستردهتر، ادبی و به ویژه دینی، به انحرافات فکری، اخلاقی و اعتقادی انسانها دلالت میکند.
در فرهنگ اسلامی و ترجمههای قرآنی، این کلمه دقیقاً معادل واژه عربی «ضالّ» قرار میگیرد که نمونه بارز آن را در سوره حمد مشاهده میکنیم. گمراهی در این سیاق، نقطهی مقابل هدایت است و به معنای دوری از صراط مستقیم و حقیقت الهی تعبیر میشود که در ادبیات تمثیلی معمولاً با نمادهایی چون حرکت در مه، ورود به هزارتوی بیخروجی یا گوسفند جدا شده از گله به تصویر کشیده میشود.