یعنی چه
جمادات و نباتات اصطلاحی ترکیبی در حکمت قدیم و علوم طبیعی برای اشاره به دو دسته از موجودات جهان است؛ جمادات شامل اشیای بیروح، جامد و رشدناپذیر مانند سنگ، خاک و فلزات بوده و نباتات شامل تمامی گیاهان، درختان و رستنیهای دارای حیات گیاهی و قوهٔ نمو هستند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت فتحةِ جیم و میم در واژه اول، و فتحةِ نون در واژه دوم است: [جَمادات وَ نَباتات].
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، این ترکیب دقیقاً ۱۳ حرف دارد. اگر به عنوان بخشی از موالید ثلاثه مد نظر باشد، پاسخهای مرتبط دیگر نیز ممکن است کاربرد داشته باشند.
به انگلیسی
برای برگردان این اصطلاح فلسفی و طبیعی به انگلیسی، بسته به سیاق متن از ترکیبهای مربوط به اشیای بیجان و پوشش گیاهی استفاده میشود.
به عربی
از آنجا که ریشه هر دو واژه عربی است، در زبان عربی نیز به همین صورت با اضافه شدن الف و لام تعریف به کار میرود.
به ترکی
در ترکی استانبولی امروزی از عبارت اشیای بیجان و گیاهان استفاده میشود، گرچه در متون کهن عثمانی عینا همان تلفظ عربی رایج بوده است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی برای این ترکیب، 'بیجانها و گیاهان' یا در اصطلاحات حکمت کهن 'افسردگان' (اشاره به حالت جامد و بیحرکت جماد) و 'نامیان' (اشاره به نمو و رشد گیاه) است.
در قرآن
خود این کلمات به صورت جمع در قرآن نیامدهاند؛ اما مفرد آنها کاربرد دارد. کلمه 'جامدة' در آیه ۸۸ سوره نمل برای حالت کوهها و واژه 'نبات' در آیه ۲۴ سوره یونس برای روییدنیهای زمین ذکر شده است. حکما با استناد به آیاتی نظیر تسبیح موجودات، برای جمادات و نباتات نیز مرتبهای از شعور تکوینی قائلند.
نماد چیست
در ادبیات و عرفان، جمادات نماد مرتبه اولیه، سکون، ثبات یا غفلت هستند (مانند شعر مولانا: از جمادی مردم و نامی شدم). در مقابل، نباتات نماد پویایی، برکت، حیات نو و نوسازی طبیعت پس از مرگ زمستانی به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل جمادات و نباتات
اصطلاح «جمادات و نباتات» دو بخش کلیدی از تقسیمبندی سهگانهٔ طبیعت در علم و فلسفه قدیم (موالید ثلاثه شامل جماد، نبات و حیوان) را تشکیل میدهد. این ترکیب به طور کلی مرز میان دنیای کاملاً بیجانِ فیزیکی و دنیای واجد حیات ارگانیکِ گیاهی را ترسیم میکند. بررسی ریشهشناختی نشان میدهد هر دو واژه وامواژههایی عربی در زبان فارسی هستند که اولی از مفهوم انجماد و سکون، و دومی از ریشهٔ روییدن مایه گرفته است.
در نگاه متون کهن و مذهبی، گرچه این عبارات به صورت جمعِ مؤنث سالم در قرآن نیامدهاند، اما مفاهیم ساختاری آنها در توصیف پدیدههای زمین، سنگها، کوهها و رویش باران و گیاهان به وفور دیده میشود. عارفان و شاعرانی چون مولوی نیز از این دو مفهوم برای تبیین مراحل تکامل روح و صعود از بستر مادی به مرتبه حیات انسانی و الهی بهره بردهاند.