معنی
اغماض در زبان فارسی به معنای رویگرداندن عمدی از خطاها، نادیده گرفتن نقصها و بخشش و گذشت در قبال رفتارهای ناخوشایند دیگران است. در متون کهن نیز گاه به معنی حقیقی آن یعنی «چشم بر هم نهادن» اشاره شده است.
یعنی چه
وقتی از اغماض سخن میگوییم، منظور این است که فرد با وجود آگاهی از یک اشتباه یا جرم، بنا به مصلحت، بزرگواری یا دلسوزی، از پیگیری و مجازات آن صرفنظر میکند و خود را به بیخبری میزند.
مترادف
واژههای فوق در زنجیره معنایی اغماض قرار دارند و همگی مفهوم آسانگیری و رویگردانی از خطای دیگران را منتقل میکنند.
ریشه
این واژه مصدر باب افعال در زبان عربی است. ریشه اصلی آن «غ م ض» (غمض) است که در لغت به معنای پنهان شدن یا فرو بستن پلکهاست و به مجاز در مفهوم چشمپوشی به کار میرود.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت ساکن بر روی حرف غین و میم کشیده خوانده میشود: [إِغْماض].
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه ۵ حرفی «اغماض» به عنوان پاسخ طراحان برای راهنماهایی همچون چشمپوشی، نادیده گرفتن خطا یا گذشت کاربرد فراوان دارد.
به انگلیسی
بسته به سیاق متن، میتوان از واژههای فوق در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم اغماض استفاده کرد.
به فارسی
بهترین و دقیقترین برگردانهای سره و رایج فارسی برای این واژه، اصطلاحات «چشمپوشی» و «نادیده گرفتن» هستند.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات، اغماض نماد چشمِ بسته یا پلک فروافتاده است؛ نشانهای از فروخوردن خشم، صبوری، مصلحتاندیشی عاقلانه و بزرگمنشی انسان برای حفظ روابط و آرامش در جامعه.
جمعبندی و توضیح کامل اغماض
واژه اغماض یکی از کلیدیترین مفاهیم اخلاقی و رفتاری در فرهنگ فارسی و اسلامی است که ریشه در زبان عربی و اصطلاح فروبستن چشم دارد. این کلمه زمانی به کار میرود که فردی با وجود داشتن قدرت یا حق مادی و معنوی برای مؤاخذه، تصمیم میگیرد از خطای دیگری عبور کند. این رفتار فراتر از یک سستی ساده، هنری برخاسته از بزرگمنشی و مصلحتسنجی اجتماعی است.
در متون دینی و ادبی، اگرچه خود لفظ اغماض به ندرت دیده میشود، اما مفاهیم همپوشان آن مانند عفو، صفح و تغافل همواره ستایش شدهاند. برای نمونه در قرآن کریم، مشتقات این ریشه در باب بیع و معامله به معنای کوتاهآمدن از حق و آسانگیری بر مشتری به کار رفته است که نشاندهنده ابعاد کاربردی این مفهوم در زندگی روزمره است.
در نهایت، اغماض مرز باریکی میان سختگیری بیجا و بیتفاوتی مطلق ایجاد میکند. این واژه به ما یادآوری میکند که برای حفظ شیرازه روابط انسانی و خانوادگی، گاهی نیاز است پلکها را بر هم بگذاریم و با نادیده گرفتن نقایص کوچک، بستر سازش و صلح را فراهم آوریم.