یعنی چه
واژه «متعوب» صفت مفعولی بر وزن مفعول است که به شخص یا چیزی اطلاق میشود که بر اثر کار، تلاش یا تحمل سختی و ستم، دچار خستگی مفرط، فرسودگی و آزار شده باشد.
تلفظ
این کلمه به صورت فتح میم، سکون تاء، ضم عین و واو کشیده تلفظ میشود: [مَ / ت / عو / ب].
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «خسته و مانده گردانیده»، «ستمدیده» یا «زجرکشیده»، واژه ۵ حرفی «متعوب» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال حس فرسودگی شدید جسمی یا روحی که در متعوب نهفته است، واژگان مربوط به خستگی مفرط در انگلیسی مناسب هستند.
به عربی
اگرچه «متعوب» ریشه عربی دارد، اما در عربی فصیح و معیار کمتر رایج است و بیشتر در گویشهای محاورهای به کار میرود؛ در زبان رسمی عربی از واژگانی چون مُتعب یا تعب استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق و اصیل فارسی برای این کلمه، واژگانی نظیر خسته، کوفته، فرسوده، آزرده و ستوه هستند که حالات جسمی و روانی ناشی از رنج را میرسانند.
در قرآن
کلمه «متعوب» یا ریشه اصلی آن (تعب) در متن قرآن وجود ندارد. در آیات قرآن برای بیان مفهوم خستگی، سختی و رنج، از واژگان دیگری مانند «نَصَب» یا «کَدَح» استفاده شده است.
نماد چیست
این واژه بار معنایی سنگینی از فشار و رنج را دلالت میکند و نمادی از به پایان رسیدن توان، زجرکشیدگی و فرسایش ناشی از کار یا ستم است.
جمعبندی و توضیح کامل متعوب
واژه «متعوب» یک صفت مفعولی با ریشه عربی (ت ع ب) است که وارد متون کهن فارسی شده است. این کلمه در لغت به معنای کسی یا چیزی است که بر اثر کار زیاد یا تحمل ظلم و سختی، دچار خستگی مفرط، فرسودگی و آزار شده باشد. با این حال، متعوب در زبان فارسی معیار امروز و حتی در عربی فصیح، واژهای کمکاربرد و نامأنوس به شمار میرود و صورتِ معیار آن در عربی «مُتْعَب» است.
در فرهنگهای لغت مانند دهخدا، این کلمه به عنوان «مانده و ستمدیده» معنا شده است. امروزه در گفتار روزمره به ندرت شنیده میشود، اما ممکن است در زبان محاوره عربی یا در متون قدیمی برای تاکید بر فرسودگی شدید جسمی و روانی به چشم بخورد. در کاربردهای طراحان جدول نیز به عنوان یک واژه ۵ حرفی با مفهوم خستگی کاربرد دارد.