معنی
شجاعت در لغت به معنای دلیر بودن و توانایی ایستادگی در برابر ترس است. در علم اخلاق، شجاعت را حالت اعتدال در قوهٔ غضبیه میدانند که حد وسط میان تهور (بیباکی بیجا) و جبن (بزدلی) است.
یعنی چه
این واژه برای توصیف ویژگی افرادی به کار میرود که با وجود احساس ترس، توانایی روحی و جسمی لازم را برای مقابله با خطرات، سختیها و ناامیدیها دارند و دست به عمل میزنند.
مترادف
این کلمات همگی بیانگر صفت دلیری و توانایی روحی بالا در برخورد با خطرات و چالشها هستند.
متضاد
بزدلی و جبن نشاندهنده کمبود قدرت روحی در مواجهه با خطرات هستند. از دیدگاه اخلاقی، تهور (بیباکی بیجا) نیز نوعی انحراف افراطی از شجاعت محسوب میشود.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سهحرفی «ش ج ع» مشتق شدهاند و به مفاهیم مرتبط با دلیری اشاره دارند.
ریشه
این واژه از مصادر زبان عربی (شَجَاعَة) است که وارد زبان فارسی شده و در همان معنای دلیری و بیباکی تثبیت گردیده است. در زبان عربی اصل این ریشه به معنای شدت، دلیری و پایداری است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «شجاعت» کلمهای ۵ حرفی است که در پاسخ به راهنماهایی چون «دلیری» یا «بیباکی» به کار میرود.
به انگلیسی
معادلهای اصلی این واژه در زبان انگلیسی شامل Courage (شجاعت درونی و اخلاقی)، Bravery (دلیری و بیباکی در عمل) و Valor (دلاوری به ویژه در میدان جنگ) است.
جمعبندی و توضیح کامل شجاعت
شجاعت یکی از والاترین فضایل اخلاقی انسان است که به معنای توانایی غلبه بر ترس و ایستادگی در مواجهه با خطرات، سختیها و ناملایمات زندگی است. این مفهوم در علم اخلاق به عنوان حد وسط و اعتدال میان دو صفت ناپسندِ «تهور» (بیباکیِ بیجا و به خطر انداختن خود) و «جبن» (ترسویی و بزدلی) شناخته میشود. در فرهنگهای مختلف، شجاعت را معمولاً با نمادهایی چون شیر و شمشیر و رنگ سرخ که نشاندهنده جوشش و قدرت روحی است، نمایش میدهند.
اگرچه واژهٔ «شجاعت» به صورت لفظی در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم عینی آن مانند پایداری، صبر در برابر دشمن، ثبات قدم و سرسختی در راه حق به وفور ستایش شده است. این واژه ریشه در زبان عربی دارد اما قرنهاست که به طور کامل در زبان و ادبیات فارسی بومیسازی شده و کاربرد گستردهای دارد.