معنی
رمق در لغت به معنای مقدار اندک جان یا انرژی است که انسان یا موجود زنده را سر پا نگه میدارد. این واژه به حیاتِ در آستانهٔ خاموشی اشاره دارد که هنوز کاملاً از بین نرفته است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی «رمق ندارد»، یعنی به دلیل خستگی شدید، بیماری یا گرسنگی، کمترین میزان نیرو و انرژی در بدنش باقی نمانده و در آستانهٔ بیهوشی یا مرگ قرار دارد.
مترادف
واژههایی مانند نا، بنیه و حیاتِ اندک نیز به عنوان مترادفهای این کلمه در متون زبان فارسی به کار میروند.
هم خانواده
این کلمه از ریشهٔ عربی (ر-م-ق) گرفته شده است. در زبان فارسی مشتقاتی مانند بیرمق (بیجان و بیحال) کاربرد فراوانی دارد.
تلفظ
این واژه به صورت رَمَق (ra-maq) تلفظ میشود که هر دو حرف اول آن دارای مصوت کوتاه زبر (فتحه) هستند.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، معمولاً برای راهنمای «آخرین توان بدن» یا «باقیمانده جان»، پاسخ ۳ حرفی «رمق» مد نظر است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، میتوان از عباراتی که به آخرین نفسهای حیات یا حداقل انرژی حیاتی اشاره دارند، استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی که دقیقاً مفهوم رمق را برسانند شامل واژههای «نا»، «توش» و «توان» هستند؛ مانند اصطلاح «دیگر نا ندارم».
نماد چیست
رمق در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه نماد «حداقل حیات ممکن» و «امید در تاریکترین لحظات» است. تصویر شمعی که در حال تکان خوردن و رو به خاموشی است، بهترین تجسم نمادین برای رمق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل رمق
واژهٔ «رمق» ریشهای عربی دارد و در اصل به معنای نگاه کردن و زیر نظر داشتن بوده، اما در سیر تطور زبانی خود به معنای باقیماندهٔ جان، روح و آخرین نفسهای حیات در بدن به کار رفته است. اصطلاح معروف فقهی و حقوقی «سدّ رمق» نیز به معنای خوردن یا نوشیدن در حدی است که فقط جلو مرگ گرفته شود و حیات اندک فرد حفظ گردد، که این مفهوم از آیات مربوط به حالت اضطرار در قرآن استخراج شده است.
در حوزهٔ ادبیات و زبان عامیانه، این کلمه کاربرد مجازی گستردهای پیدا کرده و به تاب، توان و نیروی جسمی یا روحی اشاره دارد. ترکیبهایی مانند «بیرمق» برای توصیف افراد خسته، بیحال و بیانرژی به وفور استفاده میشود و در جدولهای کلمات متقاطع نیز به عنوان یک واژهٔ کلیدی سه حرفی شناخته میشود.