یعنی چه
گلوگیر در معنای حقیقی به خوراک، لقمه یا شیئی گفته میشود که به دلیل بزرگی، خشکی یا حالت گس، به سختی از حلق پایین میرود و مانع نفس کشیدن یا بلع میشود. در مفهوم مجازی، به اندوه، غصه یا بغضی شدید اطلاق میگردد که راه گلو را میبندد و مانع فریاد یا صحبت میشود. همچنین کنایه از شخص یا طلبکارِ سمج و پاپیچ است.
تلفظ
این واژه از نظر آوایی به صورت [گَ / لو / گیر] تلفظ میشود؛ واک اول دارای فتحه، واک دوم مصوت بلند «او» و بخش دوم دارای مصوت بلند «ای» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ این مدخل خود واژه «گلوگیر» (۶ حرف) است. بسته به طراح جدول، کلماتی مثل خفهکننده، نفسگیر یا غصه نیز همپوشانی دارند.
به انگلیسی
برای حالت فیزیکی و افتادن چیزی در گلو از choking، برای حس خفگی ناشی از بغض از suffocating و برای لقمه یا خبر غیرقابل هضم از اصطلاح hard to swallow استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای صفت فیزیکی کلمه از ترکیب boğazda takılan (گیرکننده در گلو) و برای حالت خفگی و سنگینی از واژه boğucu استفاده میکنند.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان همتراز آن شامل خفهکننده، نفسگیر، اندوهبار، سنگین، و در طعمها «گس» یا «قابض» است که دهان و گلو را جمع میکند.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات فارسی نماد «بغض شدید، بنبست و عجز از فریاد» است. وقتی فرد از فرط غصه یا فشار عاطفی توان سخن گفتن ندارد، حالت او را گلوگیر توصیف میکنند؛ مانند بیتی از نظامی گنجوی که میگوید: «میترسم از این کبود زنجیر / کافغان کنم آن شود گلوگیر».
جمعبندی و توضیح کامل گلوگیر
واژه «گلوگیر» یک صفت مرکب فاعلی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب اسم «گلو» (ریشه پارسی میانه) و بن مضارع فعل گرفتن («گیر») ساخته شده است. این کلمه در دو سطح معنایی کاربرد دارد؛ در معنای مادی به غذا یا طعم گسی اشاره دارد که بلعش دشوار است و راه نفس را ناهموار میکند. در معنای معنوی و کنایی، بازتابدهنده شرایط سخت روزگار، اخبار ناگوار و بغضهای سنگینی است که انسان را در تنگنای احساسی قرار میدهند.
اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده، اما مفاهیمی قرآنی همچون «غُصَّة» (طعام گلوگیر و دردآور) و «تَراقِی» (رسیدن جان به گلوگاه) کاملاً با جانمایه معنایی این واژه همپوشانی دارند. در ساختار جدولی و لغوی نیز این واژه به عنوان نمادی از انسداد و سختی شناخته میشود.