معنی
بطالت در لغت به معنای بیکار بودن و گذراندن وقت بدون انجام کار مفید است. این واژه به تنپروری و سستی در فعالیتهای روزمره اشاره دارد و در برخی متون کهن عربی در ریشهای فرعی به معنای دلیری نیز آمده است.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی در بطالت به سر میبرد، یعنی زمان خود را بدون داشتن هدف، برنامه یا انجام کار سودمند سپری میکند و عمر خود را تلف مینماید.
مترادف
واژههایی مانند معطلی، اهمال، لاقیدی و تنآسایی نیز به عنوان هممعنیهای این کلمه به کار میروند.
متضاد
کلماتی که نشاندهنده پویایی، کارایی و استفاده مفید از زمان هستند، در نقطه مقابل بطالت قرار میگیرند.
تلفظ
این واژه به صورت بَطالَت تلفظ میشود و ریشه در زبان عربی دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر بیکاری، کاهلی یا تنبلی به عنوان پاسخ هممعنی استفاده میشوند اما خود واژه بطالت دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Idleness دقیقترین معادل برای توصیف حالت بیکاری و تنپروری است.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این واژه عربیالاصل شامل کلماتی مانند بیکارگی، سستی و هدررفت وقت تلقی میشوند.
نماد چیست
در هنر و ادبیات، بطالت معمولاً با نشانههایی چون ساعت شنی متوقف یا خوابیده (اتلاف وقت) و تار عنکبوت بسته شده روی کتاب یا ابزار کار (رها شدن علم و عمل) نمادگذاری میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بطالت
واژه بطالت که از ریشه عربی «ب ط ل» وارد زبان فارسی شده است، در مفهوم متداول خود به معنای بیکاری، کاهلی و سپری کردن زمان بدون فایده و دستاورد است. این کلمه در طول تاریخ ادبیات و اخلاق همواره به عنوان یک ویژگی ناپسند مورد نکوهش قرار گرفته، چرا که سرمایه ارزشمند عمر را به نابودی میکشاند.
اگرچه این کلمه به صورت مستقیم در متن قرآن مجید نیامده است، اما مشتقات آن نظیر «باطل» و مفاهیم همپوشان آن مانند «لغو» و «عبث» که به کارهای بیهوده و بیهدف اشاره دارند، به شدت منع شدهاند. در لغتنامههای کهن، در کنار معنای منفی بیکاری، یک ریشه فرعی و کمتر شناختهشده به معنای شجاعت و دلیری نیز برای آن ذکر شده است.
در نظامهای نشانهشناسی و ادبی، بطالت با تصویرسازیهایی مانند گیاهان خودروی هرزه و بدون ثمر، یا ساعتهای متوقف نشان داده میشود تا هشداری بر غفلت انسان و از دست رفتن فرصتهای زندگی باشد.