یعنی چه
واژه «اسپراس» (که با شکل «اسپریس» نیز شناخته میشود) در زبان فارسی کهن به معنای میدان تاختوتاز اسب، پیست مسابقه اسبدوانی، میدان چوگان و یا محل رژه و رزمگاه سوارهنظام است. همچنین در گذشته به مسافتی معادل دو هزار گام (مسافتی که اسب در میدان طی میکرد) اطلاق میشده است.
تلفظ
این کلمه در متون کهن به صورت اَسپَراس (Asp-rās) ضبط شده که جزء اول آن «اسپ» (اسب) و جزء دوم آن «راس» (راه) است. صورت تحولیافته و رایجتر آن در ادبیات فارسی اَسپِریس (Asprēs) یا اَسبریس است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ ۶ حرفی برای راهنمای «میدان اسبدوانی»، «پیست مسابقه اسب» یا «میدان چوگان کهن» کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای اشاره به این مفهوم در زبان انگلیسی از واژههای Racecourse (پیست مسابقه اسب) یا Hippodrome (میدانهای بزرگ اسبدوانی و ارابهرانی باستان) استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی دقیقترین معادل برای میدان اسبدوانی و تاختوتاز واژه «مضمار» یا «حلبة السباق» است.
به فارسی
برگردانها و واژههای جایگزینِ معاصر این کلمه در زبان فارسی امروز شامل «پیست اسبدوانی»، «میدان عرصه»، و «میدان مسابقه» است.
در قرآن
واژه اسپراس یک واژه کاملاً ایرانی باستان و پهلوی است؛ ریشه عربی ندارد و در متن قرآن به کار نرفته است.
نماد چیست
اسپراس در فرهنگ و ادبیات کهن ایران نمادی از پویایی، چابکی، سرعت و میدان آزمایش شجاعت و جنگاوری است و به واسطه پیوند با اسب، با مفاهیم اصالت و رقابت همکارکرد است.
جمعبندی و توضیح کامل اسپراس
واژه «اسپراس» یک مدخل اصیل و کهن متعلق به زبان پهلوی (فارسی میانه) است. این واژه ترکیبی از دو جزء «اسپ» (به معنی اسب) و «راس» (که در فارسی امروز به 'راه' تبدیل شده) میباشد و روی هم رفته معنای «راه یا میدان اسب» را بازگو میکند. در سیر تطور زبان فارسی، این واژه بیشتر به صورت «اسپریس» یا «اسبریس» در متون ادبی نظیر شاهنامه فردوسی تجلی یافته است.
معنای اصلی و کاربردی اسپراس، میدان اسبدوانی، پیست مسابقه چوگان، و در ابعادی دیگر، میدان رزم و رژه سوارهنظام است. همچنین در متون ایران باستان به عنوان یک واحد مسافت (معادل مسافتی که اسب در یک روز یا در یک دور مسابقه طی میکند) به کار میرفته و واژهای کاملاً ایرانی و فاقد ریشه قرآنی یا خارجی است.