معنی
شمایل در زبان فارسی معاصر بیشتر به معنای صورت، ظاهر، پیکر و هیئت ظاهری افراد به کار میرود. همچنین در فرهنگ مذهبی به نقاشیها و تصاویر منسوب به پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) شمایل گفته میشود. در اصل و ریشه کهن خود نیز به معنی خویها، طبعها و ویژگیهای اخلاقی بوده است.
یعنی چه
عبارت «شکل و شمایل» در زبان روزمره برای اشاره به قیافه و ظاهر یک فرد یا یک چیز استفاده میشود. این واژه در گذشته برای توصیف ویژگیهای باطنی و سجایای اخلاقی (شکل باطنی فرد) نیز استفاده میشده است.
مترادف
واژههای هممعنی شمایل بسته به کاربرد آن شامل صورت و چهره (ظاهر)، تمثال و پرتره (هنری)، و خصلت و سجایا (اخلاقی) هستند.
هم خانواده
این واژه از ریشه عربی مشتق شده و با کلماتی که ساختار سه حرفی اصلی مشترک دارند همخانواده است. واژه «شَمائل» خود جمعِ «شِمال» (به معنی طبع و سرشت) است.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی به صورت [šamāyel] تلفظ میشود که فتحه روی حرف شین قرار دارد.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه ۵ حرفی «شمایل» معمولاً در پاسخ به طراحان برای کلماتی مثل صورت، قیافه، تمثال یا شکل ظاهری خواسته میشود.
به انگلیسی
بسته به متن، واژه Icon بهترین معادل برای شمایل مذهبی و نقاشیهای آیینی است، در حالی که Features یا Countenance برای ظاهر و چهره فرد کاربرد دارد.
نماد چیست
شمایل در فرهنگ ایرانی-اسلامی نماد هنر آیینی و نقاشیهای قهوهخانهای و پردهخوانی است. این واژه جلوهای از ارادت عامه مردم به بزرگان دین را از طریق تجسم بصری و محترمانه چهره آنان به نمایش میگذارد.
جمعبندی و توضیح کامل شمایل
واژه «شمایل» یک وامواژه عربی است که سفری جالب را در معنای خود طی کرده است. این کلمه در اصلِ زبان عربی به عنوان اسم جمع (مفرد آن شِمال به معنی طبع) و به مفهوم خویها، خصلتها و سجایای باطنی انسان به کار میرفته است. با این حال، در ادبیات فارسی معاصر تغییر جهت داده و امروزه بیشتر برای توصیف ظاهر، قیافه، صورت و ساختار فیزیکی یک فرد یا شیء (در قالب ترکیب شکل و شمایل) استفاده میشود.
علاوه بر کاربرد روزمره، شمایل در حوزههای مذهبی، هنری و آیینی ایران جایگاه ویژهای دارد. شمایلنگاری و شمایلگردانی به سنت تصویرگری محترمانه و پردهخوانی از چهرهها و داستانهای پیشوایان دینی اشاره دارد که ریشه در ارادت مذهبی و هنرهای سنتی مانند نقاشی قهوهخانهای دارد. جالب توجه است که این کلمه در قرآن کریم نیز به کار رفته، اما در آنجا صرفاً به معنی «جهت چپ» (در مقابل یمین به معنی راست) است و با معنای امروزی آن در فارسی تفاوت دارد.