معنی
واژه «مثل» در زبان فارسی دو کاربرد و تلفظ اصلی دارد؛ یکی «مِثْل» که به عنوان اسم یا صفت برای تشبیه به کار میرود و معنای کلماتی چون مانند، شبیه و همتا را میدهد. دیگری «مَثَل» است که به معنای داستان کوتاه پندآموز، عبرت، نشانه و ضربالمثلهای رایج در میان مردم استفاده میشود.
یعنی چه
این واژه در گفتار روزمره برای نشان دادن شباهت کامل بین دو مفهوم یا دو فرد به کار میرود. همچنین وقتی صفت یا حالتی به عنوان الگو و نمونه برتر مطرح میشود، از این کلمه برای تفهیم بهتر مخاطب استفاده میکنند.
مترادف
این کلمات در متون کهن و معاصر فارسی میتوانند به جای واژه مثل (بسته به مِثْل یا مَثَل بودن) قرار گیرند.
متضاد
در بحث شباهت و همانندی، کلماتی که نشاندهنده تفاوت کامل یا یگانگی بدون شبیه هستند، به عنوان متضاد کارکرد دارند.
هم خانواده
این واژگان همگی بر پایه ریشه سه حرفی (م-ث-ل) در زبان عربی شکل گرفتهاند و مفاهیم مشابهی را حمل میکنند.
ریشه
ریشه این واژه عربی است و در اصل معنایی خود به شباهت، ایستادن، جلوهگر شدن و الگو بودن اشاره دارد. جمع تکسیر آن در زبان فارسی به صورت «امثال» به کار میرود.
جمله سازی
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلمات متقاطع، کلمه «مثل» دقیقاً ۳ حرف دارد و بسته به طراح جدول، معادلهایی چون مانند و شبیه نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در جمله به عنوان ابزار تشبیه بیاید یا به معنای حکایت و ضربالمثل، معادلهای انگلیسی متفاوتی دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مثل
واژه «مثل» یکی از کلیدیترین و پرکاربردترین کلمات در زبان و ادبیات فارسی است که دایره معنایی گستردهای را پوشش میدهد. این کلمه در حالت حرکت مِثْل، نقشی اساسی در ساختار آرایههای ادبی بهویژه تشبیه دارد و به عنوان واسطه برای همسانسازی دو مفهوم یا دو پدیده به کار میرود. از سوی دیگر، با حرکت مَثَل، بازتابدهنده حکمت توده مردم، فرهنگ عامه و تجربیات تاریخی یک ملت است که در قالب داستانهای کوتاه پندآموز یا کنایههای فشرده تجلی مییابد.
علاوه بر کاربرد ادبی و روزمره، این واژه جایگاه بسیار ویژهای در متون دینی و قرآنی دارد؛ به طوری که مشتقات آن بیش از ۱۵۰ بار در قرآن کریم برای سادهسازی مفاهیم عمیق الهی و بیدار کردن عقل انسانها از طریق مثالهای محسوس به کار رفته است. در تحلیل نهایی، «مثل» ابزاری قدرتمند برای انتقال مفاهیم پیچیده، آموزش، پندآموزی و درک بهتر جهان پیرامون به شمار میرود.