یعنی چه
دفواء در اصل صفت مؤنث از واژه «أدفى» است و در زبان عربی برای توصیف ویژگیهای ظاهری موجودات یا اشیائی به کار میرود که دچار انحنا، خمیدگی یا کشیدگی متمایل به یک سمت هستند. برای نمونه، به عقاب کجمنقار، شتر ماده با گردن بلند و خمیده، یا درختی بسیار بزرگ که شاخههایش به سمتی متمایل شده باشد، دفواء میگویند.
تلفظ
این کلمه در زبان مبدأ (عربی) با فتح دال، سکون فاء و مدّ الف پایانی قرائت میشود.
در جدول
در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان جایگزین یا راهنمای کلماتی با مفهوم خمیده، متمایل، یا شتر بلندگردن و عقاب کجمنقار به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه برای توصیف پرنده، درخت یا شیء به کار رود، معادلهای انگلیسی فوق دقیقترین جایگزینها هستند.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در فرهنگ لغات کلاسیک مانند لسانالعرب و تاجالعروس به تفصیل معنا شده است.
به فارسی
در برگردان دقیق فارسی، بهترین معادلهای مستقیم برای این واژه کلماتی نظیر خمیده، منحنی، کج، و متمایل هستند که ویژگی ساختاری و فیزیکی موصوف را نشان میدهند.
در قرآن
عین واژهٔ «دفواء» در متن قرآن کریم وجود ندارد؛ اما واژهٔ همریشه با آن از ماده (د-ف-ء) یعنی «دِفْءٌ» به معنی گرما، پوشش و منافع حاصل از دامها در آیه ۵ سوره مبارکه نحل («لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ») ذکر شده است.
نماد چیست
در ادبیات و روایات، «عقاب دفواء» به دلیل منقار خاص و تیزش نماد صلابت، ابهت و تیزبینی است. از سوی دیگر، عبارت «شجرة دفواء» (درخت عظیم و خمیده) در تاریخ اسلام یادآور درخت معروف «ذاتانواط» در دوران جاهلیت است که مشرکان سلاحهای خود را به آن میآویختند و از این رو گاهی نمادی از تبرکجوییهای غیرتوحیدی یا سنن کهن به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دفواء
واژه «دفواء» یک صفت مؤنث عربی از ریشه (د-ف-و / د-ف-ء) است که اصالتاً در زبان فارسی به عنوان کلمهای مستقل و روزمره رایج نیست، بلکه کاربرد ادبی، لغوی و معجمی دارد. این کلمه از نظر ساختاری به هر چیزِ دارای انحنا، خمیدگی یا کشیدگی متمایل به یک سو اشاره میکند و بر حسب اینکه برای چه موجود یا شیئی به کار رود، معنای خاصی به خود میگیرد.
در متون کلاسیک، بیشترین کاربرد این واژه در توصیف عقابِ کجمنقار، شتر ماده با گردن بلند و خمیده، و همچنین درختان بسیار بزرگ و کهنسالی است که شاخههای انبوه آنها به یک سمت متمایل و خم شده باشد. از همین رو، در ساختار حل جدول و واژهشناسی، این کلمه معادلِ مفاهیمی چون کجی، انحنا، کشیدگی و سایهگستری قرار میگیرد.