یعنی چه
واژه «مسفعة» (مُسَفِّعَة) در لغت به معنی باد داغ و سوزانی است که وزش آن باعث تیره شدن و تغییر رنگ پوست صورت میشود. همچنین این کلمه به عنوان صفت برای زنی به کار میرود که رنگ رخسارش بر اثر خشم، اندوه یا سختیهای روزگار دگرگون و متمایل به سیاهی شده باشد.
تلفظ
تلفظ دقیق این واژه به صورت مُسَفِّعَة (ضم میم، فتح سین، تشدید و کسر فاء) است که به عنوان اسم فاعل مؤنث از مصدر تسفیع شناخته میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه پنج حرفی به عنوان پاسخ برای طراحانی است که مراجع کهن عربی را مبنا قرار داده و بادی که صورت را سیاه میکند یا رخسار تیره از خشم را مد نظر دارند.
به انگلیسی
در برگردان انگلیسی، مفاهیمی چون بادهای داغ بیابانی که تغییردهنده رنگ پوست هستند یا چهرههای خشمگین و دگرگونشده را افاده میکند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به بادهای شدیداً گرم (سموم) یا حالتی از دگرگونی رنگ پوست به سمت تیرگی اطلاق میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق آن شامل «باد خروشان و سوزان»، «باد سیاهکننده رخسار» و یا صفت «زن خشمگین و پرملال با چهره برافروخته و تیره» است.
در قرآن
خود واژه «مسفعة» در متن قرآن وجود ندارد؛ اما فعل همخانواده و ریشه آن یکبار در آیه ۱۵ سوره علق به صورت «كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ» آمده است که به معنای «به شدت گرفتن، کشیدن و گداخته/سیاه کردن موی پیشانی خوارشدگان» است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات سنتی، این واژه نمادی از حرارت طاقتفرسای بیابان، دگرگونی آنی حالات روحی انسان در اثر غضب، و همچنین چرکینی و تیرگی ناشی از سختی و عذاب به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل مسفعة
واژه «مسفعة» (مُسَفِّعَة) یک لغت اصیل عربی از ریشه «س-ف-ع» است که در وهله اول به بادهای فوقالعاده داغ و سوزان بیابانی (مانند باد سموم) اشاره دارد؛ بادهایی که به دلیل شدت حرارت، پوست صورت انسان را کدر، تیره و دگرگون میکنند. در مرتبه بعدی، این واژه به عنوان صفت برای زنی به کار میرود که به دلیل غلبه خشم، اندوه شدید یا مواجهه با مصائب روزگار، شادابی چهرهاش از بین رفته و رخسارش متمایل به سیاهی و تیرگی شده است.
اگرچه خود این کلمه با این ساختار در قرآن کریم نیامده، اما فعل همخانواده معروف آن یعنی «لَنَسْفَعاً» در سوره مبارکه علق به چشم میخورد که مفهوم کشیدن با شدت و سیاه کردن صورت گناهکاران را تداعی میکند. این کلمه در زبان فارسی بیشتر در مراجع لغوی خاص، متون کهن و برخی جدولهای کلمات متقاطع ۵ حرفی کاربرد دارد و نمادی از خشم، عذاب و گرمای دگرگونکننده است.