یعنی چه
عبث در لغت به معنای کاری است که فایده و غرض درستی در آن نباشد. به رفتار، تلاش یا جریانی که بدون هدف مشخص، سود یا نتیجهٔ منطقی انجام شود، عبث میگویند. در ریشهشناسی عربی نیز به مفهوم بازی، شوخی یا آمیختن کار بیهدف به کار رفته است.
مترادف
واژههای فوق همگی در معنای بیهدفی، نداشتن سود و اصالت با عبث مشترک هستند.
متضاد
این کلمات نشاندهندهٔ کار باارزش، غایتدار و دارای نتیجهٔ عقلانی و واقعی هستند.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت عَبَث (عَ / بَ / ث) است که هر دو حرف اول و دوم آن دارای حرکهٔ فتحه هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند بیهوده یا باطل نیز به عنوان پاسخ هممعنی کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم عبث در زبان انگلیسی، بسته به لحن متن از این واژگان استفاده میشود.
در قرآن
این واژه و مشتقاتش ۲ بار در قرآن به کار رفته است؛ یکی به صورت اسم در آیه ۱۱۵ سوره مؤمنون (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا) که به نفی بیهدفی در آفرینش انسان اشاره دارد، و دیگری به صورت فعل در آیه ۱۲۸ سوره شعراء (تَعْبَثُونَ) در توبیخ قوم هود برای ساختن بناهای مجلل و بیفایده.
نماد چیست
عبث یک مفهوم انتزاعی است و نماد مادی یا تصویری مشخصی در اسطورهها ندارد؛ اما در ادبیات و فلسفه، نماد نیهیلیسم، بیهدفی و در مباحث کلامی نماد نقطهٔ مقابل حکمت و نظم الهی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل عبث
واژهٔ «عبث» ریشهای عربی دارد و وارد زبان فارسی شده است تا توصیفگر اعمال، افکار یا جریاناتی باشد که هیچگونه فایده، غرض عقلانی و ثمرهٔ مثبتی به همراه ندارند. این واژه با کلماتی چون بیهوده، پوچ و باطل همنشین است و کاربرد آن نشاندهندهٔ نوعی بیهدفی آمیخته با اتلاف وقت و انرژی است.
در فرهنگ اسلامی و قرآنی، مفهوم عبث اهمیت ویژهای دارد؛ چرا که آفرینش جهان و انسان بر پایهٔ حکمت استوار است و هرگونه پندار مبنی بر بیهدف بودن خلقت، صراحتاً رد میشود. از منظر فلسفی نیز عبث در ادبیات مدرن و اگزیستانسیالیستی با مفهوم پوچی (Absurdity) گره خورده است که به جستجوی انسان برای معنا در دنیایی بیمعنا اشاره دارد.