معنی
این واژه در زبان فارسی دو وجهه معنایی عمده دارد. در حالت رایجتر (شُکوه) به معنای فر، جلال، ابهت و بزرگیِ باوقار است. در حالت دوم (شِکوه) به معنی گله، تظلم و ابراز ناخشنودی از وضعیت یا رفتار کسی به کار میرود. همچنین در متون کهن گاهی به معنای ترس و بیم ناشی از عظمت دگراندیشان آمده است.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی شکوه دارد، یعنی دارای چنان عظمت و جلالی است که بیننده را دچار شگفتی و احترام میکند. در مقابل، شکوه کردن به معنای بازگو کردن اندوه و شکایت پیش کسی است.
مترادف
با توجه به دو ساختار معنایی واژه، کلماتی مانند عظمت و شوکت مربوط به بخش اول، و واژههای گله و شکایت مربوط به بخش دوم هستند.
متضاد
کلماتی چون حقارت و ذلت متضاد شُکوه (عظمت) هستند و واژههای شکر و سپاس به عنوان متضاد شِکوه (شکایت) شناخته میشوند.
هم خانواده
واژههای شکوهمند و باشکوه از ریشه فارسی آن به معنی جلال هستند، در حالی که شکایت و شاکی از ریشه عربی (ش ک و) مشتق شدهاند.
ریشه
واژه شُکوه به معنی عظمت دارای ریشه اصیل فارسی میانه (šōkōh) است. اما واژه شِکوه به معنی گله، از مصدر عربی «شَکْویٰ» یا «شکایت» وارد زبان فارسی شده و تغییر شکل یافته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه شکوه معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که راهنمای «عظمت»، «جلال» یا «گله و شکایت» را قرار میدهند و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به اینکه منظور شما عظمت باشد یا شکایت، برگردان انگلیسی آن متفاوت خواهد بود.
جمعبندی و توضیح کامل شکوه
واژه «شکوه» از نمونههای جالب در زبان فارسی است که با دو تلفظ و ریشه متفاوت، بار معنایی کاملاً متمایزی به خود میگیرد. در بیان متداول و روزمره، این کلمه بیشتر با ضمه (شُکوه) به کار میرود که تداعیکننده جلال، ابهت، بزرگی و اصالت است و برای توصیف مظاهر قدرتمند طبیعت، تاریخ یا جلوههای الهی استفاده میشود.
از سوی دیگر، این واژه با کسره (شِکوه) مراد از گلهمندی، شکایت و ابراز دردمندی دارد که ریشهای متمایز داشته و در ادبیات عاشقانه و عارفانه کاربرد وسیعی پیدا کرده است. شناخت این تفاوتهای ظریف به درک بهتر متون نظم و نثر فارسی کمک شایانی میکند.