یعنی چه
عاجز به معنی کسی است که قدرت، توانایی یا تمکن لازم برای انجام کاری را ندارد و در مانده و زمینگیر شده است.
مترادف
واژههایی که مفهوم ضعف در قدرت و عدم توانایی در انجام امور را میرسانند.
متضاد
کلماتی که بر دارا بودن قدرت، مکنات و توانایی کامل دلالت دارند.
هم خانواده
این کلمات همگی از ریشه سهحرفی عربی (ع ج ز) مشتق شدهاند که معنای اصلی آن کوتاهی و ناتوانی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه عاجز به عنوان پاسخ ناتوان با ۴ حرف کاربرد دارد.
به انگلیسی
برابرهای انگلیسی واژه عاجز بسته به میزان ناتوانی و زمینه متن انتخاب میشوند.
به عربی
واژه عاجز اصل عربی دارد و در خود زبان عربی نیز دقیقاً به همین صورت و معنا به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و خالص فارسی برای واژه عاجز، کلماتی مانند ناتوان و فرومانده هستند که ریشه غیرعربی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل عاجز
واژه «عاجز» یک صفت فاعلی برگرفته از ریشه عربی «ع ج ز» است که در زبان فارسی به طور گسترده برای اشاره به فرد ناتوان، ضعیف و درمانده استفاده میشود. این کلمه نشاندهنده موقعیتی است که در آن شخص فاقد ابزار، قدرت یا مکنات لازم برای به سرانجام رساندن یک کار یا گریز از یک وضعیت است.
در ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی، عاجز بودن معمولاً در مقابل قدرت مطلق و بیانتهای الهی قرار میگیرد تا یادآور ضعف و محدودیتهای ذاتی انسان باشد. مشتقات این کلمه مانند معجزه (کاری که دیگران از انجام آن عاجزند) و عجز نیز به وفور در متون کهن و قرآن کریم به کار رفتهاند.