معنی
واژه غماز در اصل به کسی گفته میشود که راز دیگران را فاش میکند یا سخنچینی مینماید. در متون ادبی و کهن نیز به معنای کسی است که با چشم و ابرو اشاره و غمزه میکند.
یعنی چه
این کلمه صیغه مبالغه است و به فردی اشاره دارد که به شدت و مداوم کار خبرکشی، پردهدری و لو دادن اطلاعات پنهانی دیگران را انجام میدهد.
تلفظ
این واژه به صورت فتح اول (غَ) و تشدید روی حرف میم (مّ) یعنی غَمّاز تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه غماز معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «سخنچین» یا «افشاگر راز» به کار میرود و دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم غماز در زبان انگلیسی از واژههایی استفاده میشود که به لو دادن راز یا سخنچینی اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی برای این واژه عربی، کلماتی مانند سخنچین، خبرکش و رازفاشکن هستند که رفتار فرد را توصیف میکنند.
نماد چیست
در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، غماز نماد خیانت در امانت و خراب کردن روابط اجتماعی است. البته در شعر کلاسیک، گاهی «اشک» و «چشم» به زیبایی نماد غماز (آشکارکننده راز دل عاشق) میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل غماز
واژه غماز از ریشه عربی «غمز» گرفته شده و صیغه مبالغه است که در درجه اول به معنای سخنچین، نمّام و کسی است که اسرار و پنهانکاریهای دیگران را برملا میکند. این واژه در جامعه کاربردی کاملاً منفی و اخلاقی دارد و نماد پردهدری و بیوفایی است.
در ادبیات فارسی، غماز علاوه بر معنای منفی خود، کاربردی استعاری و عاشقانه نیز پیدا کرده است؛ چنانکه شاعران بزرگی چون حافظ، «اشک» یا «چشم» عاشق را غماز نامیدهاند، چرا که با جاری شدن یا اشاره کردن، راز پنهان عشق را عیان و آشکار میکنند.
اگرچه خود واژه غماز به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده، اما فعل همخانواده آن یعنی «یتغامزون» در سوره مطففین به معنی اشاره کردن با چشم و ابرو برای تمسخر به کار رفته است. امروزه این کلمه در زبان عربی معنای متفاوتی یافته و برای راهنمای خودرو یا چال گونه استفاده میشود.