یعنی چه
عجله به معنای انجام دادن کاری با سرعت بالا و پیش از فرا رسیدن وقتِ مناسب و طبیعی آن است که گاهی با شتابزدگی و عدم تأمل همراه میشود.
مترادف
این واژهها همگی بر مفهوم انجام کارها در زمانی کوتاهتر از حد معمول یا با تندی دلالت دارند.
متضاد
این کلمات در نقطه مقابل شتابزدگی قرار دارند و بر خویشتنداری، آهستگی و تفکر پیش از عمل تأکید میکنند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سهحرفی عربی «ع ج ل» مشتق شدهاند و مفاهیم مرتبط با شتاب و فوریت را میرسانند.
ریشه
این کلمه وامواژهای از زبان عربی و مشتق از ریشه «ع ج ل» است که در زبان مبدأ علاوه بر شتاب، گاهی به معنای چرخ یا ارابه نیز به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، کلمه «عجله» به عنوان یک پاسخ ۴ حرفی برای پرسشهایی با مفهوم شتاب یا سرعت استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به ساختار جمله و نقش کلمه در زبان انگلیسی، واژههای فوق معادلهای دقیقی برای رساندن مفهوم شتاب و سرعت هستند.
به عربی
خود کلمه عجله در زبان عربی فصیح هم به معنی شتاب و هم به معنی چرخ کاربرد دارد، اما سرعة و تعجیل نیز معادلهای متداول آن هستند.
به ترکی
زبان ترکی واژه «Acele» را مستقیماً از عربی وام گرفته است و برای مفهوم سرعت و تندی از کلمات بومی مانند Hız نیز استفاده میکند.
به فارسی
معادلهای اصیل و خالص فارسی برای واژه عربی عجله، کلماتی مانند «شتاب» و «تندی» هستند که دیرباز در ادبیات فارسی به کار رفتهاند.
در قرآن
ریشه این واژه ۴۷ بار در قرآن به کار رفته است؛ از جمله آیات «خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ» و «وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا» که به طبیعت شتابزده انسان اشاره دارند. همچنین کلمه «العاجلة» در قرآن کنایه از مادیات و دنیای زودگذر است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات اخلاقی، عجله نماد بیصبری، تصمیمگیری بدون فکر و رفتارهای برخاسته از هوای نفس است؛ همانطور که در ضربالمثل معروف «العجلة من الشیطان» به آن اشاره شده است.
جمعبندی و توضیح کامل عجله
واژه «عجله» که ریشهای عربی دارد، در فرهنگ و زبان فارسی به معنای شتابزدگی، تندی در کارها و اقدام پیش از موعد مناسب به کار میرود. این کلمه با مفاهیمی چون سرعت و تعجیل همپوشانی دارد اما در باطن خود نوعی سبکی و عدم تدبر را نیز حمل میکند، به طوری که در نقطه مقابل واژههای ارزشمندی چون صبر، درنگ و تأنی قرار میگیرد.
در دیدگاههای فرهنگی، مذهبی و ادبی، عجله معمولاً رفتاری ناپسند و نکوهششده تلقی میشود که به دلیل نمادپردازی آن به عنوان یکی از لغزشهای شیطانی و ضعف نفس، انسانها همواره از آن برحذر داشته شدهاند. با این حال، شناخت مترادفها و ریشههای آن به درک بهتر کاربردهای مختلف این واژه در متون ادبی و دینی کمک شایانی میکند.