معنی
واژه حَضَر در اصل به معنی حاضر بودن و اقامت داشتن در وطن یا یک جایگاه ثابت است. این کلمه همچنین به محیطهای شهری و متمدن که محل سکونت دائمی انسانهاست، اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی در حَضَر است، یعنی در محل اقامت دائمی خود یا شهر و دیار خویش به سر میبرد و در حال سفر یا کوچنشینی نیست.
مترادف
این کلمات همگی مفاهیم مربوط به ماندن در یک مکان، شهرنشینی و ثبات را میرسانند.
متضاد
این واژهها نشاندهنده حرکت، دوری از وطن، یا زندگی غیرساکن و بیاباننشینی هستند.
هم خانواده
تمامی این مشتقات از ریشه سه حرفی عربی (ح-ض-ر) گرفته شدهاند و به نوعی با مفهوم وجود داشتن یا حاضر شدن ارتباط دارند.
ریشه
این واژه از ریشه عربی «ح-ض-ر» به معنای حاضر شدن، در دسترس بودن و مقابل شدن مشتق شده است. در سیر تحول معنایی، این ریشه برای تمایز زندگی تمدنی و شهری (الحَضَر) از زندگی بیابانی و کوچنشینی (البَدْو) به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «حضر» معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که واژهای ۳ حرفی معادل «اقامت در وطن»، «حضور داشتن» یا «ضد سفر» را جستجو میکنند.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در چه سیاقی به کار رود، ترجمه آن متفاوت است؛ برای مفهوم حضور از presence و برای مفهوم شهرنشینی و اقامتگاه از واژههای مربوط به سکونت استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل حضر
واژه «حَضَر» یک مفهوم کلیدی در ادبیات، فقه و جامعهشناسی قدیمی است که در وهله اول به معنای حاضر بودن، استقرار در وطن و ماندن در اقامتگاه دائمی در برابر حرکت و «سفر» به کار میرود. این کلمه با ریشه عربی خود، بستر ساز اصطلاحات مهمی چون حضور، محضر و تمدن (حضارة) شده است.
در نگاهی وسیعتر و فرهنگی، حضر نماد ثبات، تمدن، قانونمداری و شهرنشینی است که در تقابل با بادیهنشینی یا بَدو تعریف میشود. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز شاعران همواره آرامش و امنیتِ خاطر در حضر را با مشقات و آزمودگیهای دوران سفر مقایسه کردهاند.