یعنی چه
خیالپرستی به معنای دلبستگی شدید، عشق و تسلیم شدن در برابر توهمات، خیالات و پندارهای ذهنی است؛ حالتی که در آن فرد ترجیح میدهد به جای رویارویی با حقایق ملموس زندگی، در دنیای ساختهوپرداخته ذهن خود زندگی کند.
تلفظ
این واژه از دو بخش «خیال» (عربی، به فتح خاء) و «پرستی» (فارسی، حاصلمصدر از پرستیدن) ترکیب شده و به صورت مصدری تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق ۹ حرفی در جدول کلمات متقاطع، خود واژه «خیال پرستی» است. از واژههای مشابه مانند خیالبافی نیز استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به سیاق متن، واژههای روانشناختی و ادبی متعددی معادل آن هستند. همچنین واژه Romanticism در هنر و Idealism در فلسفه گاهی با این مفهوم همپوشانی دارند.
به فارسی
معادلها و مترادفهای اصیل فارسی این کلمه شامل واژههایی چون خیالبافی، دلباختگی به پندار، و رویاپروری است. متضادهای آن نیز واقعگرایی، حقیقتگرایی و عینیتگرایی هستند.
در قرآن
عین واژه ترکیبی «خیالپرستی» در قرآن نیامده است، اما در آیه ۶۶ سوره طه واژه «يُخَيَّلُ» برای خطای دید آمده و در آیاتی مانند آیه ۱۸ لقمان و ۲۳ حدید، واژه «مُخْتَال» به شدت نقد شده که به معنای کسی است که در خیالِ برتری موهوم خود غرق شده و دچار کبر گشته است.
نماد چیست
در ادبیات سنتی و استعارههای عرفانی، «سراب»، «حباب» و «سایه» به عنوان نمادهای مادیِ خیالپرستی، تکیه بر امور فانی، بیپایه و غفلت از حقیقت مطلق شناخته میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل خیال پرستی
واژه «خیالپرستی» یک ترکیب اصیل لغوی است که از آمیزش «خیال» (تصویر ذهنی) و «پرستی» (دلبستگی مفرط) پدید آمده است. این اصطلاح در روانشناسی، ادبیات و اخلاق بیشتر بار معنایی انتقادی دارد و به حالتی اشاره میکند که فرد با پناه بردن به اوهام و پندارهای باطل، از دنیای واقعی و تکالیف آن فاصله میگیرد.
اگرچه این مفهوم در ادبیات و هنر گاه با خلاقیت و شاعرانگی گره میخورد، اما در متون دینی و اخلاقی نمادی از غرور کاذب و بیعملی است؛ همانطور که قرآن کریم انسانهای غرق در پندارهای برتریجویانه را تحت عنوان «مختال» سرزنش میکند. در ادبیات فارسی نیز پدیدههای ناپایداری چون سراب و حباب، مظهر این ویژگی به شمار میروند.