یعنی چه
واژه مسمر (در عربی مُسَمَّر) اسم مفعول است و دو معنای اصلی دارد: یکی چیزی که با میخ محکم و ثابت شده باشد و دیگری پوست گندمگون، تیره و برنزهشده در اثر تابش آفتاب.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان مبدأ و متون ادبی «مُسَمَّر» است که نباید آن را با واژههایی مثل مُثمِر (بارده) یا مستمر (پیوسته) اشتباه گرفت.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان راهنمای واژههایی با مفاهیم «میخکوب شده»، «ثابت» یا «پوست تیره» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در معنای ظاهری پوست از واژه tanned و در معنای فیزیکی و استواری از واژههای fixed یا secured استفاده میشود.
به عربی
این کلمه خود ریشه عربی دارد و از فعل «سَمَّرَ» به معنی میخ کردن یا از ریشه سُمرة به معنی گندمگونی مشتق شده است.
به فارسی
در زبان فارسی مسمر یک واژه وامگرفته شده و کمکاربرد است و به جای آن از برنزه، گندمگون، پایدار، یا کوبیده استفاده میشود.
در قرآن
خود صفت «مسمر» در متن قرآن یافت نمیشود؛ اما کلمات همریشه با آن مانند «سامراً» (در آیه ۶۷ سوره مؤمنون به معنی شبنشینی و قصهگویی) دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات و کاربردهای کهن، این واژه به واسطه معنای میخکوب شدن، نمادی از استواری، پایمردی و تغییرناپذیری به شمار میرود و در برخی متون به همنشینی شبانه اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل مسمر
واژه «مسمر» از واژگان عربی وارد شده به فارسی است که در زبان امروز کاربرد بسیار محدودی دارد و نباید آن را با کلمات مشابهی مثل مثمر یا مستمر اشتباه گرفت. این کلمه دو معنای کاملاً متمایز دارد؛ در یک سو به مفهوم فیزیکیِ ثابتشدن، استواری و میخکوب شدن اشاره میکند و در سوی دیگر، در توصیف ویژگیهای ظاهری، به معنای پوست تیره، آفتابخورده و برنزه به کار میرود.
در حوزه حل جدول و واژهشناسی، شناخت ریشه این کلمه (سمر) کمک میکند تا ارتباط آن را با واژههایی مثل مسمار (میخ) و سامر (قصهگوی شبانه) درک کنیم. اگرچه خود کلمه در قرآن نیامده، ریشههای فعلی و اسمی همخانواده آن در زبان عربی کاربرد فراوانی دارند.