معنی
واژه سمع در اصل به معنای حس و توانایی درک صداها توسط گوش است. این کلمه هم به عنوان اسم مصدر (عمل شنیدن) و هم به عنوان اسم (عضو یا قوه شنوایی) در متون ادبی و لغوی به کار میرود.
یعنی چه
در اصطلاحات گوناگون، سمع علاوه بر حس فیزیکی شنوایی، به معنای تسلیم بودن، پذیرش سخن حق و مطلع شدن از اخبار و رویدادها نیز تعبیر میشود.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (س م ع) مشتق شدهاند و به مفاهیمی چون شنونده، شنیدهشده، گوش فرا دادن و ابزارهای شنوایی اشاره دارند.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از کلمه Hearing برای قوه شنوایی و از Listening برای عملِ گوش دادن استفاده میشود.
به عربی
واژه سمع اصالتاً عربی است و در این زبان به صورت مصدر و اسم به کار میرود که جمع تکسیر آن اصطلاحاً «اسماع» میشود.
به فارسی
نزدیکترین و دقیقترین برگردانهای فارسی برای این واژه، کلماتی نظیر شنوایی (برای قوه حسی) و شنود یا نیوشش (برای عمل گوش دادن) هستند.
در قرآن
سمع در قرآن کاربرد فراوانی دارد. یک نکته بلاغی مهم این است که کلمه سمع در قرآن همیشه مفرد آمده است (حتی در کنار قلوب و ابصار که جمع هستند)؛ چرا که انسان در یک لحظه تنها میتواند بر یک رشته امواج صوتی تمرکز کند. همچنین در عباراتی مثل «سمعنا و اطعنا» به معنای پذیرش و طاعت کامل است.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و عرفانی، سمع نماد تسلیم و اصغاء به کلام حق است. اصطلاح «سمعاً و طاعةً» نشاندهنده پذیرش قلبی است. در ادبیات عرفانی نیز در برابر «بصر» (که به ظاهر مادی مینگرد)، سمع وسیلهای برای نیوشیدن حقایق باطنی است.
جمعبندی و توضیح کامل سمع
واژه «سمع» یکی از واژگان کلیدی و ریشهدار عربی است که به طور گسترده وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در وهله اول به حس شنوایی، عضو گوش و عمل شنیدن صداها دلالت دارد، اما لایههای معنایی آن در بافتهای دینی، عرفانی و فلسفی بسیار فراتر میرود و به مفاهیمی همچون ادراک باطنی، آگاهی از کلام حق و فرمانبرداری متصل میشود.
در متون کهن و به ویژه در قرآن کریم، سمع جایگاه ویژهای در شناختشناسی دارد و اغلب در کنار بصر (بینایی) و فؤاد (دل) به عنوان ابزار اصلی درک جهان و حقایق الهی مطرح میشود. ویژگی بلاغی مفرد آمدن این واژه در کنار واژههای جمع، نشان از تمرکز واحد انسان در فرآیند شنیدن دارد. در ادبیات عرفانی نیز سمع قلبی به معنای آمادگی روح برای دریافت الهامات غیبی و تسلیم مطلق در برابر حقیقت است.